بررسی نقش فرزندپروری در اخلاق ناصری با تکیه بر نظریهی دیانا بامریند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ltip.2023.8995.1159چکیده
سبک فرزندپروری یکی از نظریههای مطرح در حوزۀ روانشناسی است که در آن به بررسی جایگاه خانواده و تعامل آن با فرزندان میپردازد. براساس تقسیمبندی که «دیانا بامریند» از انواع سبک فرزندپروری ارائه کرده، چهار نوع شیوۀ فرزندپروری اقتدارگرایانه، مسامحهگرایانه، مستبدانه و آسانگیرانه را معرفی میکند و براین اساس به تحلیل نقش والدین در تربیت کودکان میپردازد. خواجه نصیرالدین طوسی، حکیم، فیلسوف و متکلم بزرگ قرن هفتم هجری، در اثر ارزشمند خود، اخلاق ناصری که از مهمترین رسالههای حکمت عملی بهشمار میرود، در سه باب اخلاق فردی، تدبیر منزل و سیاست مدن به تحلیل انسان، خانواده، تعلیم و تربیت و جامعه میپردازد. این پژوهش بر آن است تا به شیوۀ توصیفیـتحلیلی به بررسی نمودهای تعلیم و تربیت و شیوههای فرزندپروری در اخلاق ناصری براساس نظریۀ دیانا بامریند بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد، آنچه خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری از شیوههای تربیتی فرزندان و نقش والدین ارائه میدهد، براساس سبک فرزندپروری مستبدانه قابل بررسی است. از سویی دیگر، تحلیل مؤلفههای موجود در این اثر ما را به دستاوردهای درخوری در زمینۀ ویژگیهای تربیتی و آموزشی در ادبیات کلاسیک، بهویژه ادبیات تعلیمی میرساند.