خوانشی از قصیده منطق‌الطیر خاقانی بر پایه نظریه بینامتنیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات عربی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22126/ltip.2023.9113.1156
چکیده

قصیدة منطق‌الطیر خاقانی یکی از نمونه‌های درخشان ادب فارسی است. این قصیده همچنین از نمونه‌های قابل توجه زبان و سفر مرغان است. شماری پرنده در فصل بهار گرد هم آمده و هریک ستایش‌گر گلی هستند و دربارة برتری گل مورد نظر خود استدلال می‌کنند. در این پژوهش کوشیده‌ایم بر پایة نظریة بینامتنیت و با رویکردی توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مطالعات اسنادی، از زاویة تازه‌ای به بررسی این قصیده بپردازیم. نظریة بینامتنیت یکی از شیوه‌های بررسی متن است که توسط ژولیا کریستوا و تحت‌تأثیر نظریة منطق مکالمة میخاییل باختین شکل گرفته است. اساس این نظریه چنین است که متن را بر پایة مکالمه و تعامل با دیگر متن‌های پیش و پس از خود تبیین معنایی می‌کند؛ زیرا معنا نتیجة گفت‌وگوست و گفت‌وگو شیوه‌های مختلفی دارد. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که این متن (قصیده) محل تلاقی گفتمان‌های گوناگون اعم از گفتمان موسیقی، عرفانی‌‌ـ‌فلسفی، حماسی، دینی، تاریخی و ادبی است. تمامی این گفتمان‌ها همچون تکه‌های پازل در شکل‌گیری این متن (قصیده) دخالت دارند و سرانجام همگی در فرم شعر به وحدت رسیده‌اند.