ارزیابی فرایند گسترش فناوری کشت بافت نخل خرما در استان دیاله

نویسندگان

1 گروه ترویج و انتقال فناوری، دانشکده فناوری کشاورزی، مهندسی علوم کشاورزی، دانشگاه بغداد، بغداد، عراق.

doi
10.22103/jab.2026.26841.1853
چکیده

هدف: کشت نخل خرما و تولید خرما در بخش کشاورزی از نظر صادرات، مصرف داخلی و کاربردهای صنعتی جایگاه مهمی دارد، زیرا در صنایع غذایی و تولید خوراک دام مورد استفاده قرار می‌گیرد. هدف این مطالعه ارزیابی میزان گسترش فناوری کشت بافت نخل خرما در استان دیاله از نظر برنامه‌ریزی، سازماندهی، اجرا و ارزیابی، و همچنین شناسایی واکنش صاحبان باغ‌های نخل نسبت به کاربرد این فناوری در استان دیاله بود.مواد و روش‌ها: نمونه پژوهش شامل 113 نفر از کشاورزان نخل‌کار بود. برای دستیابی به هدف اول، از رویکرد پژوهش تشخیصی جهت ارزیابی فرآیند گسترش فناوری کشت بافت نخل خرما (DPTC) در استان دیاله از نظر برنامه‌ریزی، سازماندهی، اجرا و ارزیابی استفاده شد. برای دستیابی به هدف دوم، از رویکرد پژوهش میدانی بهره گرفته شد. در این راستا از پرسشنامه به‌عنوان ابزار جمع‌آوری داده‌ها از پاسخ‌دهندگان استفاده گردید و واکنش کشاورزان نخل‌کار نسبت به کاربرد فناوری کشت بافت با استفاده از مقیاس سه‌درجه‌ای (موافق، تاحدی موافق، مخالف) سنجیده شد. برای گویه‌های مقیاس به‌ترتیب امتیازهای (1، 2، 3) در نظر گرفته شد و در مجموع 24 گویه مورد بررسی قرار گرفت.نتایج: نتایج نشان داد که برنامه‌ریزی برای فرآیند گسترش فناوری کشت بافت بر اساس توالی مراحلی شامل برنامه‌ریزی، تشخیص، توسعه و ارزیابی انجام می‌شود و بیشترین تلاش در مراحل مقدماتی و سازماندهی صرف شده است. نتایج همچنین نشان داد که فناوری کشت بافت یک فناوری مؤثر و امیدبخش از نظر علمی است که به افزایش تعداد پاجوش‌های تولیدی، بهبود کیفیت و سلامت نخل‌های خرما و همچنین توسعه ویژگی‌های ژنتیکی و تولیدی آن‌ها کمک کرده است. با این حال، تجربه میدانی پاسخ‌دهندگان در سطح مطلوب نبود و نخل‌کاران همچنان به حمایت و تخصص بیشتری در این زمینه نیاز دارند.نتیجه‌گیری: این مطالعه توصیه می‌کند که برنامه‌های ترویج کشاورزی تقویت شوند، تجربه و مهارت‌های میدانی کشاورزان افزایش یابد، و بر آموزش نیروی انسانی و تقسیم مناسب نقش‌ها و مسئولیت‌ها تمرکز بیشتری صورت گیرد.