تحلیل تکواژگونگی ستاک گذشتۀ فعل در چارچوب صرف توزیعی
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی دانشگاه حضرت معصومه (س) قم
doi
10.22099/jill.2023.46730.1341چکیده
در پژوهش حاضر، تکواژگونگی ستاک گذشتۀ فعل فارسی در چارچوب صرف توزیعی (سیدیکی، 2009) بررسی میشود. هدف ارائۀ تحلیلی از تکواژگونگی ستاک گذشتۀ فعل فارسی است که مقرون به صرفه باشد. از این رو برای پاسخ به پرسشهای پژوهش، 193 فعل (ستاکهای حال و گذشتة افعال) جمعآوری شد و بر اساس قاعدهمندی یا تنوع در صورت ستاکهای گذشتهشان بررسی و تحلیل شدند. در تحلیل دادهها، این نتیجه حاصل شد که رویکرد عام و اقتصادی این است که ستاکهای گذشته فعل فارسی، به عنوان واحدهای واژنامهای، از فهرست واژنامة زبان فارسی انتخاب میشوند و با رقابت بین این واحدها و سپس انتخاب واحد برنده متناسب با بافت نحوی، در گره هدف در ساخت درج میشوند. همچنین شکلگیری آنها با حرکت ریشۀ واژگانی فعل/ ستاک حال به سمت هستۀ نقشی v و ادغام با آن و نیز با مشخصۀ زمان گذشته (در ساخت نحوی جمله/ گروه فعلی) آغاز میشود. در ادامه، ترکیب حاصل از طریق سازوکارهای همجوشی و مکملگونگی به عنوان یک مدخل واژگانی نمود آوایی پیدا میکند و در نهایت، به عنوان واحدهای واژنامهای در واژنامه ثبت میشود. اما این محدودیت وجود دارد که در صورت مسدودشدن جوشخوردگی ریشۀ فعلی با وند گذشته، تصریف قاعدهمند روی دهد، یعنی شکلگیری ستاک گذشتۀ افعال باقاعده، با معرفی مشخصۀ نقیض گذشته ([past] ¬) و عدم همجوشی این مشخصه با ریشۀ فعلی همراه است. در نتیجه، تولید ستاک گذشتۀ فعل قاعدهمند به واسطۀ پیوند وند گذشته با ستاک حال فعل و نه از طریق انتخاب از واژنامه زبان فارسی است. درمجموع، اشتقاق تمام ستاکهای گذشتۀ افعال را میتوان به شیوهای یکسان از طریق حرکت و ادغام و همجوشی، البته با توجه به محدودیت مذکور، تبیین کرد. در این رویکرد تحلیلی، دیگر نیازی به تبیین تنوع در صورت ستاکهای گذشته براساس شرایط واژ-واجی و تمرکز بر قواعد بازآرایی متعدد و ذکر استثنائات برای هر فعل یا طبقهای از افعال بیقاعده نیست.