بررسی مدلهای قطر - ارتفاع بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl) در جنگلهای دانهزاد زاگرس میانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت جنگل، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
2 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
3 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
doi
10.30466/jfrd.2023.54812.1682چکیده
مقدمه و هدف: برای مدیریت پایدار و برنامهریزی اصولی منابع جنگلی به اطلاعات کارآمد و باکیفیتی از وضیعت حال و آینده جنگل نیازمند است. جنگلهای زاگرس بهعنوان یکی از مهمترین ناحیههای رویشی ایران، تأثیر بسیار مهمی در تأمین آب، حفظ خاک، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور دارند، از اینرو، حفاظت و مدیریت پایدار این بومسازگانهای جنگلی به دغدغۀ اصلی محققان و مدیران در این ناحیه رویشی تبدیل شده است. گونه غالب این جنگلها، گونه بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl) است. این گونه بر حسب شرایط جغرافیایی و محیطی دارای رویشگاههای متنوعی در ناحیه رویشی زاگرس میانی است. با توجه به جایگاه ارشمند گونه بلوط ایرانی در جنگلهای زاگرس، اهمیت توسعه پژوهشهای هرچه بیشتر در رابطه با این گونه امری ضروری است. مشخصههای قطر و ارتفاع درخت از مهمترین مؤلفههای موردنیاز در آماربرداری جنگل هستند. این متغیرها از اصلیترین متغیرها برای اندازهگیری خصوصیات ظاهری درختان جنگلی بوده و در مواردی از جمله تعیین حجم و ترسیم منحنی ارتفاع کاربرد دارند. با توجه به اینکه اندازهگیری ارتفاع تمام درختان جنگلی عملیاتی زمانبر و پرهزینه است، از اینرو، استفاده از مدلهای قطر و ارتفاع برای برآورد ارتفاع درختان توسعه پیدا کرده است. هدف از این پژوهش بررسی مدلهای خطی و غیرخطی قطر - ارتفاع گونه بلوط ایرانی در جنگلهای دانهزاد زاگرس میانی برای دستیابی به پاسخ این سوال که آیا امکان برآورد ارتفاع درختان دانهزاد بلوط ایرانی بهعنوان تابعی از قطر برابرسینه در این ناحیه رویشی وجود دارد یا خیر.مواد و روش: این پژوهش در منطقه حفاظتشده سفیدکوه لرستان انجام شد. پوشش درختی غالب این منطقه مانند دیگر مناطق زاگرس از بلوط تشکیل شده است اما به گیاهان و درختان دیگری نظیر زالزالک، بادام کوهی، گون و غیره میتوان در آن اشاره کرد. برای انجام این پژوهش با انجام جنگلگردشیهای متعدد و شناخت جنگلهای منطقه، تودهای به مساحت تقریبی پنج هکتار که دارای ساختار رویشی دانهزاد بود انتخاب شد. در تودۀ جنگلی انتخاب شده، مشخصههای قطر برابرسینه و ارتفاع کل تمامی درختان بلوط ایرانی که قطر برابرسینۀ بیش از 5/12 سانتیمتر، مورد آماربرداری 100 درصد قرار گرفت. در مجموع قطر برابرسینه و ارتفاع کل تعداد 642 اصله درخت بلوط ایرانی اندازهگیری شد. برای برازش دادههای قطر برابرسینه و ارتفاع درختان از مدلهای خطی و غیرخطی استفاده شد که شامل انواع مدلهای نمایی، توانی، تراکم - محصول، رویش، سیگموییدی و دیگر توابع است. در این پژوهش 80 درصد دادهها در فرآیند مدلسازی و 20 درصد برای ارزیابی بهکار گرفته شدند. همچنین برای برازش دادهها و برآورد شاخصهای هر یک از مدلها از نرمافزار Curve Expert Professional استفاده شد. در فرآیند مدلسازی، دادههای قطر بهعنوان متغیر مستقل و دادههای ارتفاع بهعنوان متغیر وابسته بکار گرفته شدند. برای صحتسنجی مدلها، مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)، میانگین قدر مطلق خطا (MAE) و اریبی (Bias) بهصورت مطلق و نسبی و نیز ضریب تبیین (R2) و معیار اطلاعات آییک (AIC) بهعنوان شاخصهای اعتبارسنجی محاسبه شدند.یافتهها: براساس بررسی آمارههای توصیفی درختان دانهزاد بلوط ایرانی میانگین، کمینه و بیشینۀ قطر برابرسینه به ترتیب 4/42، 5/12 و 150 سانتیمتر و ارتفاع به ترتیب 3/6، 2/1 و 17 متر بود. مدلهای استفادهشده بر اساس مقادیر R2، 62 تا 86 درصد از تغییرات کل ارتفاع درختان را توجیه کردند. نتایج حاصل از مدلسازیهای قطر - ارتفاع درختان نشان داد که مدلهای Gompertz، MMF و Richard بهترتیب دارای بالاترین ضریب تبیین (86/0، 86/0، 86/0)، کمترین اشتباه معیار (307/1، 307/1، 307/1) و معیار اطلاعات آییک (04/276، 13/277، 03/277) بودند. نتایج حاصل از معیارهای استفادهشده برای اعتبارسنجی مدلهای بهکار رفته نشان داد که مدلهای Gompertz، MMF و Richard با RMSE بهترتیب 19/22، 20/22 و 20/22 درصد و نیز MAE بهترتیب 69/16، 74/16 و 79/16 درصد بهتر توانستند مشخصۀ ارتفاع درختان را برآورد کنند. باتوجه به نتایج ذکرشده مشخص شد که سه مدل Gompertz، MMF و Richard در مقایسه با دیگر مدلها از توانایی بالاتری در برآورد مشخصۀ ارتفاع درختان دانهزاد بلوط ایرانی برخوردار هستند.نتیجهگیری کلی: در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد که مدلهای خطی و غیرخطی توانایی برآورد ارتفاع درختان دانهزاد بلوط ایرانی را در ناحیه رویشی زاگرس میانی دارند، که از میان این مدلها سه مدل غیرخطی Gompertz، MMF و Richard بر اساس معیارهای ارزیابی عملکرد از دقت بالاتری برخوردار بودند. بنابراین این مدلها میتوانند در مناطق جنگلی ناحیۀ رویشی زاگرس میانی که دارای ساختار و شرایط رویشگاهی مشابهی با منطقه موردبررسی هستند مورداستفاده قرار گیرند. پیشنهاد میشود که در پژوهشهای آینده از مدلهای تعمیمیافته ارتفاع و قطر استفاده شود.