نظرات مقاصدی اصولیان اهل‌سنت در تعلیل احکام شرعی از تحریر تا تأصیل همراه با ذکر نمونه‌هایی تطبیقی از فقه امامیه

نویسندگان
doi
10.22034/fm.2025.515750.2198
چکیده

مقاصد شریعت در اصطلاح، به اهداف، انگیزه‌ها و علل تشریع احکام از سوی شارع اطلاق می‌شود. این مقاصد در پنج محور اصلی شامل حفظ دین، نفس، عقل، نسل و مال خلاصه می‌گردند. برخی از احکام شرعی دارای علت منصوص یا مستنبط‌اند که در اصطلاح، «احکام تعلیلی» نامیده می‌شوند؛ مانند حکم به محرومیت قاتل از ارث مقتول در حدیث «القاتل لا یرث» که علت آن منصوص است، و نیز حکم به حرمت گفتن «اُف» به والدین در آیه‌ «وَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ» که علت آن مستنبط است. در مذاهب اهل‌سنت، بررسی علل احکام تعلیلی عمدتاً در چارچوب علم اصول فقه و در باب قیاس صورت گرفته و بر پایه‌ الفاظ و اوصاف استوار بوده است. با گذر زمان، اصولیانی ظهور یافتند که در کنار آموزه‌های سنتی اصول فقه، به نقش مقاصد شریعت در تعلیل احکام توجه نشان دادند. این رویکرد تدریجاً گسترش یافته و با تأسیس علم مقاصد و شکل‌گیری نظام‌مند آن، به اوج خود رسید؛ به‌گونه‌ای که امروزه مقاصد شریعت به‌عنوان اصولی معتبر در فرآیند استنباط علل احکام شرعی تلقی می‌شوند. مقاله‌ حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، سیر تطور و تبیین نظرات مقاصدی را از مرحله‌ «تحریر» در متون اصولی تا مرحله‌ «تأصیل» در علم مقاصد بررسی می‌کند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که توجه به اصول و مبانی مقاصدی در تعلیل احکام شرعی، به‌ویژه نزد متأخران اصولی اهل‌سنت و اندیشمندان علم مقاصد، ضرورتی انکارناپذیر بوده و این نظرات، مکمل و متمم مباحث اصولی در این حوزه به‌شمار می‌آیند.