روش شناسی تطبیقی فقه المقاصد شاطبی و فقه النظریه شهید صدر
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
10.22034/fm.2024.426030.2071چکیده
نظریه مصالح مرسله و پاسخگویی به حوزهای که در آن متن یا نص صریحی یافت نمیشود، رفتهرفته به «مقاصد شریعت» و جایگذاری عنصر مصلحت، در ساخت روششناسی اجتهادی اهلسنت انجامید؛ اقتضائات متفاوت روششناسی استنباطی در میان اهلسنت و شیعیان، ساخت نظاموارههای استنباطی مبتنی بر عنصر مصلحت را در کانون تمرکز متفکران معاصر قرار داده است؛ از اینرو این مقاله میکوشد تا با روش توصیفی ـ تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای، دو متفکر صاحب مکتب و اصیل دو جریان، یعنی ابواسحاق شاطبی مبدع نظریه «فقه المقاصد» و شهید صدر مبدع «فقه النظریه» را بررسی کرده و از رهگذر این بررسی، اشتراکات و افتراقات روششناسانه این دو متفکر را ارائه نماید. شاطبی با استفاده از استقراء سعی کرده است از اصول شریعت را استخراج نماید، وی با این روش سعی کرده است از حکمت احکام به علل احکام دست یافته و روشهای ظنی را به واسطه این روششناسی به قطعیت تبدیل کند. شهید سید محمدباقر صدر با تکیه بر مبانی نوآورانهای همچون منطقه الفراغ و فقه النظریه کوشیده است تا در پرتو روششناسی جدید خود در استقراء مقاصد شریعت، راه نظریه احتمالات را به نظامسازیهای پسینی در فقه باز کند و بهنوعی راه نویی را به سوی فقه مقاصدی بگشاید. بنابراین افتراقات و اشتراکات دو نظریه در سه محور قابل دستهبندی است: الف) مبانی: شامل تفکیک بین بعد ثابت و متغیر، ترسیم منطقه فراغ و مباحات، کلگرایی و انسجام، و رتبهبندی؛ ب) استدلال شناسی: شامل استقراء، و روبنا به زیربنا؛ ج) پیامدها و نتایج: شامل بناسازی فقه حکومتی، ایجاد قسم حکومیات، و تحول در علم اصول و فقه.