تأثیر موت و عزل قاضیان در کتابت قاضی در فقه مقارن

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی

2

3 دانشگاه آزاد اسلامی

doi
10.22034/fm.2024.416160.2056
چکیده

مسئله تأثیر عارض شدن موت و عزل بر قاضی در نیابت قضایی و اجرای احکام صادره، از جمله مباحثی است که در قانون نسبت به آن تعیین تکلیف نشده و رویه مشخصی نیز در این مورد یافت نشده است. از طرفی مسئله مزبور در فقه محل بحث قرار گرفته و به­‌واسطه آن مجالی برای اجتهاد یا رویه جاری باقی نمی­‌ماند. بنابراین با تجویز اصل 167 ق.ا. و ماده 3 ق.آ.د.م. توصیفات ذکرشده برای آن در فقه امامیه و اهل­‌سنت با رویکرد تطبیقی، تحلیل و پاسخ داده شده است. در امامیه موت و عزل قاضی کاتب قبل از رسیدن به مکتوب­‌الیه با فرض قصد مدلول کتابت، مکتوب­‌الیه را مأخوذ بدان می­‌نماید. اما فسق کاتب قبل از رسیدن به مکتوب­‌الیه، اماره­‌ای بر اتصال فسق به کتابت است و لذا عمل به آن جایز نیست، در حالی که تغییر حالت مکتوب­‌الیه را مؤثر در نیابت قضایی و اجرای احکام نمی­‌دانند. در ­اهل‌سنت دو­گونه نظریه ارائه شده است. در فقه حنفی، قبل از وصول کتابت به مکتوب­‌الیه نه تنها فسق بلکه موت و عزل کاتب و مکت‌وب­الیه را حتی اگر از ید کاتب خارج شده باشد، سبب بی­‌اعتباری آن می­‌دانند. در فقه مالکی اگرچه گستره موضوعی برای آن قائل نیستند و شامل همه موضوعات اعم از حق الله و حق­‌الناس می‌دانند، اما هر­گونه از دست رفتن شرایط قاضی یا موت و عزل ایشان اعم از کاتب یا مکتوب­‌الیه را سبب بی‌اعتباری کتابت قاضی می­‌دانند. پس در فقه مالکی شهرت در عدم تفاوت از دست رفتن شرایط در خصوص کاتب یا مکتوب­‌الیه است. در فقه شافعی مشهور بر عدم تأثیر موت و عزل و فسق کاتب یا مکتوب­‌الیه قائلند و اعتبار بیشتری برای کتابت قاضی و وجهه تحمیلی آن در نظر می‌گیرند. میان حنابله موت و عزل کاتب و مکتوب­‌الیه بعد از خروج از ید کاتب محل وجوب اجرا و تنفیذ دانسته شده است.