بررسی تغییرات ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک تودههای شاهد و متاثر از زوال در شهرستان مریوان، استان کردستان
نویسندگان
1 استاد پژوهش، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد پژوهش، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کردستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، سنندج، ایران
4 دانشیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگل، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
5 کارشناس تحقیقات، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.30466/jfrd.2024.55002.1703چکیده
مقدمه و هدف: جنگلهای زاگرس با تأمین بیش از 40 درصد از آب کشور، از نظر بومشناسی دارای اهمیت زیادی هستند، با این حال، در سالیان اخیر سرخشکیدگی و زوال در این جنگلها گسترش داشته است. پدیده زوال بلوط در جنگلهای زاگرس در دو دهه اخیر آغاز شده و سبب آسیب جدی به جنگلهای این ناحیه رویشی شده است و آگاهی از عوامل مؤثر و تشدیدکننده زوال بلوط، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار مدیران منابع طبیعی قرار میدهد. عوامل جهت دامنه و مشخصههای فیزیکی و شیمیایی خاک میتوانند بر تشدید این پدیده و خشکیدگی درختان بلوط تأثیر داشته باشند. هدف از این پژوهش، بررسی و مقایسه مشخصههای فیزیکی و شیمیایی خاک اطراف درختان سالم و دچار زوال تحتتاثیر شیب و زوال در جنگلهای شهرستان مریوان (در استان کردستان) بود.مواد و روشها: برای انجام این پژوهش دو رویشگاه گاران (دچار خشکیدگی و زوال) و دولهناو (شاهد) در شهرستان مریوان انتخاب شدند. در رویشگاه گاران در دامنه شمالی پنج درخت سالم و پنج درخت دچار خشکیدگی انتخاب شد، از طرفی در این رویشگاه در دامنه جنوبی نیز 10 درخت دیگر انتخاب شد (پنج درخت سالم و پنج درخت دچار خشکیدگی). در رویشگاه دولهناو (توده شاهد) در هر دامنه، پنج درخت سالم انتخاب شد (درمجموع، 10 درخت در توده شاهد). سپس، در مجاورت تنه هر درخت (در قسمت سایهانداز تاج) و با فاصله یک متر از تنه یا جستگروه، در عمق 20-0 سانتیمتری (افق A) اقدام به برداشت نمونه خاک شد. برای هر نمونه خاک مشخصههای فیزیکی و شیمیایی اندازهگیری شدند. از آزمون تجزیه واریانس دوطرفه برای مقایسه اثر هر عامل و اثر متقابل عوامل مؤثر موردبررسی بر مشخصههای فیزیکی و شیمیایی خاک استفاده شد و تحلیل دادهها در محیط نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام شد. یافتهها: آزمون تجزیه واریانس یکطرفه نشان داد که بین مشخصههای فیزیکی و شیمیایی خاک در بین نمونههای درختان سالم و سرخشکیده در دامنههای شمالی و جنوبی اختلاف معنیدار وجود داشت. نتایج آزمون تجزیه واریانس دوطرفه نیز تأییدکننده اثر متقابل توده × جهت دامنه برای هدایت الکتریکی و کلسیم و برای جهت دامنه × سلامت درخت در مشخصه درصد آهک بود. دیگر یافتهها نشان داد که بیشترین میانگین مشخصههای هدایت الکتریکی، فسفر موجود، پتاسیم، کربن آلی، نیتروژن و رطوبت به ترتیب با مقادیر 2/654 (دسیزیمنس بر متر)، 1/10 (میلیگرم بر کیلوگرم)، 5/869 (میلیگرم بر کیلوگرم)، 03/4 درصد، 35/0 درصد و 4/12 درصد در خاک مجاور درختان شاهد در دامنه شمالی مشاهده شد و برای مشخصههای منیزیم، کلسیم و آهک درختان سالم دامنه جنوبی با مقادیر 21 (میلیاکیوالان بر ۱۰۰)، 2/42 (میلی اکیوالان بر ۱۰۰) و 60/13 درصد بیشتر از دیگر تیمارها بهطور معنیدار بود. از طرفی در نمونه خاک مجاور درختان واقعشده در تودههای متأثر از زوال، میانگین مشخصههای فیزیکی-شیمیایی نسبت به توده شاهد و فاقد زوال (دوله ناو) کمتر بود و این موضوع نشاندهنده اهمیت مشخصههای فیزیکی-شیمیایی خاک در کاهش یا افزایش مقاومت درختان رو به زوال است. یافتههای پژوهش نشان داد که بیشترین میانگین عناصر ماکرو (فسفر موجود، پتاسیم و ازت) در خاک مجاور درختان سالم در دامنه شمالی و برای کلسیم و منیزیم، نیز بیشترین مقدار این عناصر در خاک مجاور درختان دامنه جنوبی مشاهده و تأیید شد و در کل مقدار عناصر ماکرو در خاک درختان توده شاهد (دامنه شمالی و جنوبی) بیشتر بود. نتیجهگیری کلی: نتایج کلی پژوهش تأییدکننده تأثیر ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی خاک بر زوال درختان است و اختلاف معنیدار این ویژگیهای خاک در درختان توده سالم و سرخشکیده نیز تأیید کننده این موضوع است. بهطورکلی، در درختان متأثر از زوال، فقر عناصر غذایی و ماکرو مشاهده شد و مقادیر کمتر مشخصهها در خاک مجاور درختان درگیر با زوال و دچار خشکیدگی مشاهده شد. بر اساس نتایج، برای مدیریت بهینه زوال و درختان دچار خشکیدگی در منطقه موردپژوهش، افزایش اقدامات حفاظتی، افزایش برنامههای احیایی و توسعه جنگل در تودههای متأثر از زوال و اجرای برشهای بهداشتی پیشنهاد شدند.