رابطه اصل لزوم قراردادها با نظریه نقض قابل پیش بینی

نویسندگان

1 جامعه المصطفی العالمیه / قم / ایران

2 جامعه المصطفی العالمیه ، قم ، ایران

doi
10.48308/jlr.2022.225260.2073
چکیده

نظریه نقض قابل پیش بینی به این مفهوم است که در قراردادهایی با تعهدات موجل هرگاه قبل از فرا رسیدن زمان اجرای تعهد ،به نحو قابل قبول و اطمینان بخشی،کاشف به عمل آید که متعهد در آتیه،نمی‌خواهد یا نمی‌تواند به تعهدات خود عمل نماید،متعهدله حق خواهد داشت،تعهدات متقابل خویش را معلق و تحت شرایطی به قرارداد خاتمه دهد. خاستگاه این نظریه حقوق اروپایی است و تا کنون به طور صریح وارد حقوق ایران نشده است. در امکان سنجی ورود این نظریه به حقوق ایران،عده ای آن را مخالف با اصل لزوم قراردادها می‌دانند. مفاد اصل لزوم قراردادها این است که هر یک از طرفین قرارداد نمی تواند به طور یکجانبه قرارداد را فسخ نماید مگر در مواردی که قانونا چنین اختیاری داشته باشد. نگارنده در این نوشتار در صدد آن است که با تبیین مفهوم این نظریه و کاربرد اصل لزوم قراردادها،عدم مخالفت نظریه نقض قابل پیش بینی با اصل لزوم قراردادها را به اثبات برساند.

کلیدواژه‌ها