سازوکارهای هژمونیک شدن گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت: تحلیل نقش عاملان سیاسی در چارچوب نظریه لاکلائو و موفه

نویسندگان

1 همدان دانشگاه

doi
چکیده

گفتمان جهادی–تکفیری سلفیت در دهه‌های اخیر، به یکی از گفتمان‌های مسلط خشونت‌محور در جهان اسلام بدل شده است. این گفتمان، با بهره‌گیری از مفاهیم دینی، بحران‌های منطقه‌ای، و خلأهای معنایی، توانسته است در شرایط بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی، به سطحی از هژمونی برسد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه گفتمان لاکلائو و موفه، به تحلیل سازوکارهای هژمونیک شدن این گفتمان از طریق نقش‌آفرینی عاملان سیاسی می‌پردازد. چارچوب نظری مقاله، بر مفاهیمی چون «هژمونی»، «دال شناور»، «زنجیره هم‌ارزی» و «سوژه گفتمانی» استوار است و امکان تحلیل چندلایه‌ای از فرآیند تثبیت معنا را فراهم می‌سازد. در این راستا، نقش عاملان در چهار سطح روان‌شناختی، سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی بررسی شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌های شخصیتی رهبران تکفیری، ضعف ساختاری دولت‌های منطقه، دخالت قدرت‌های فرامنطقه‌ای، و بهره‌برداری رسانه‌ای و تسلیحاتی، همگی در تولید سوژه‌های خشونت‌گرا و تثبیت دال‌های مرکزی گفتمان تکفیری نقش داشته‌اند. نتیجه پژوهش آن است که مقابله با این گفتمان، نیازمند بازآرایی مفاهیم اسلامی، تولید معناهای بدیل، و طراحی سیاست‌های گفتمان‌محور در حوزه‌های رسانه، آموزش دینی و امنیت منطقه‌ای است.