موانع، قابلیت‌ها و پیامدهای هوشمندسازی زنجیرة‌ تأمین در صنعت ایران

نویسندگان

1 گروه مدیریت صنعتی و فنّاوری، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 گروه مدیریت، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اراک، اراک، ایران.

doi
10.22034/jipm.2025.2061431.2019
چکیده

صنعت 0/4 با بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته مانند اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، تحلیل داده‌ها، رباتیک، حسگرها، و شبکه‌های هوشمند امکانات جدیدی برای کسب‌وکارها ایجاد کرده‌ است که فرایندهای تولیدی و عملیاتی را به‌صورت خودکار و بدون ‌نیاز به دخالت انسان بهبود می‌بخشند. هوشمندسازی زنجیره ‌تأمین شرکت‌های تولیدی و خدماتی ایران می‌تواند بسیار تحول‌آفرین و در عین ‌حال چالش‌برانگیز باشد. شرکت‌های ایرانی با پیشرفت روزافزون فناوری، همواره به‌دنبال بهبود فرایندهای زنجیره‌ تأمین خود بوده‌اند، اما به‌دلیل برخی موانع با مشکلات زیادی روبه‌رو هستند. پژوهش حاضر با هدف یافتن موانع، قابلیت‌ها و پیامدهای به‌کارگیری زنجیره تأمین هوشمند در صنایع ایران انجام می‌شود. پژوهش حاضر دارای جهت‌گیری توسعه‌ای و کاربردی و از نظر روش‌شناسی، کیفی است که با استفاده از راهبرد نظریه داده‌بنیاد انجام شده ‌است. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته است و نمونه‌برداری از خبرگان به‌روش غیراحتمالی و از نوع هدفدار یا نظری انجام شد و تا دستیابی ‌به معیار «کفایت نظری» در مجموع، با 11 نفر از مدیران صنایع پیشرو در هوشمندسازی مصاحبه گردید. برای اعتبارسنجی، از دو روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و مرور خبرگان غیرشرکت‌کننده در پژوهش بهره‌گیری، و پس‌ از دریافت نظرات اصلاحی، الگوی نهایی ارائه شد. برای پیاده‌سازی نظریه داده‌بنیاد از نرم‌افزار MAXQDA استفاده گردید. 372 کد باز اولیه، 81 مفهوم را تشکیل داده و در 20 مقوله دسته‌بندی شدند. الزامات نرم‌افزاری، سخت‌افزاری و محیطی و سازمانی، شرایط علّی برای کارخانه هوشمند (مقوله‌محوری) هستند. شفافیت، بهینه‌سازی، کارایی هزینه‌ها، چابکی زنجیره تأمین و یکپارچه‌سازی راهبردهایی هستند که از مقوله‌محوری منتج می‌شوند. عدم ‌اطمینان، گستردگی روابط و انفجار داده‌ها شرایط خاص تأثیرگذار و موانع زیرساختی، فناوری و فنی، مسایل حفاظتی، موانع مالی و اقتصادی، موانع سازمانی و مدیریتی، موانع فرهنگی و موانع محیطی شرایط زمینه‌ای عمومی هستند که بر راهبردها تأثیر می‌گذارند. پیامدهای درون‌زنجیره‌ای، پیامدهای محیطی و پیامدهای مالی خروجی‌های حاصل ‌از به‌کارگیری راهبردها هستند. برای دیجیتال‌سازی زنجیره تأمین، سازمان‌ها به زیرساخت‌های فناوری اطلاعات قوی و مقیاس‌پذیر نیاز دارند. این زیرساخت‌ها شامل سرورها، شبکه‌ها، سیستم‌های ذخیره‌سازی داده و سیستم‌های ابری هستند که بتوانند حجم بالای داده‌ها را پردازش کنند. وجود امنیت بالا برای حفاظت ‌از اطلاعات حساس و جلوگیری ‌از تهدیدات سایبری ضروری است. نیروی انسانی متخصص باید در یک فرهنگ سازمانی کار کند که پذیرای نوآوری و تغییرات دیجیتال باشد. نیروی انسانی باید به‌طور مستمر در زمینه‌های مختلف تکنولوژی‌های جدید آموزش دیده و توانمندی‌های خود را به‌روز کند.