ارزیابی نظام رتبهبندی ISC از منظر بهرهوری بر اساس تحلیل پوششی دادهها
نویسندگان
1 دانشیار گروه اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه،
2 دانشیار گروه اقتصاد و حسابداری ، دانشگاه رازی، کرمانشاه
3 دانشجوی دکتری، دانشگاه رازی، کرمانشاه،
4 دانشیار گروه اقتصاد و حسابداری، دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
10.22034/jipm.2025.2065825.2050چکیده
ارتقای بهرهوری یکی از مهمترین اهداف نظام آموزش عالی و دانشگاههاست. نظامهای رتبهبندی دانشگاهها نقش قابل توجهی در هدایت عملکرد دانشگاهها دارند. در حال حاضر، نظام رتبهبندی مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) تنها نظام رتبهبندی دانشگاهها و مراکز پژوهشی کشور است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تطبیق این نظام رتبهبندی با معیارهای بهرهوری در دانشگاههاست. بدینمنظور در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل پوششی دادهها، بهرهوری ۶۹ دانشگاه جامع دولتی کشوراندازه گیری شده و بر اساس میزان بهرهوری، رتبهبندی و نتایج آن با رتبهبندی مؤسسه ISC مقایسه میشود. نتایج حاصل از گروهبندی دانشگاهها حاکی از آن است که در گروه اول، دانشگاههای بزرگ و پرجمعیت مانند پیام نور و فنی و حرفهای، بهرغم جایگاه بالا در ISC، بهلحاظ بهرهوری در رتبه بالا نیستند. در گروه دوم و سوم، دانشگاههای کوچکتر با تعداد دانشجوی کمتر توانستند جایگاه بهتری کسب کنند. بهطور کلی، از بین 69 دانشگاه جامع دولتی کشور بهترتیب، دانشگاههای شیراز، فردوسی مشهد، تربیت مدرس، تهران و تبریز رتبههای 1 تا 5 و دانشگاههای آیتاللهالعظمی بروجردی، بزرگمهر قائنات، علوم و فنون دریایی خرمشهر، مجتمع آموزش عالی سراوان و دانشکده علوم انسانی و هنر حضرت معصومه (س) رتبههای 65 تا 69 را به خود اختصاص دادند. آزمون ویلکاکسون نشان داد که این دو نوع رتبهبندی بر هم منطبق نیستند. بهگفته دیگر، معیارهای رتبهبندی ISC با شاخصهای بهرهوری دانشگاههای جامع دولتی همراستا نیست و این رتبهبندی نمیتواند انگیزه لازم برای بهبود بهرهوری در دانشگاهها را ایجاد کند. افزایش تعداد و وزن شاخصهای بهرهوری در رتبهبندی ISC میتواند به کاهش فاصله این دو نوع رتبهبندی و ایجاد انگیزه بیشتر برای بهبود بهرهوری در دانشگاهها کمک کند.