میزان فراگیری سامانه های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) با تمرکز بر شاخص های WCAG2.2 و تجربه کاربران با آسیب بینایی

نویسندگان

1 استادیار؛ گروه پژوهشی علوم داده، اطلاعات و هوش مصنوعی؛ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ تهران،

doi
10.22034/jipm.2025.2043239.1807
چکیده

تعامل با داده‌های وب و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات نقش مهمی در توسعه جامعه اطلاعاتی و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارای معلولیت دارد. با وجود پیشرفت‌های دیجیتال، شکاف‌های دسترس‌پذیری و کاربردپذیری برای کاربران دارای آسیب بینایی همچنان پابرجاست. این پژوهش با تمرکز بر سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک)، میزان انطباق این سامانه‌ها با استانداردهای بین‌المللی دسترس‌پذیری (WCAG 2.2) و تجربه واقعی کاربران نابینا و کم‌بینا را بررسی می‌کند. نتایج می‌تواند به بهبود فراگیری، عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای این گروه کمک کند.پژوهش حاضر با رویکرد غالب کمّی، به ارزیابی دسترس‌پذیری و کاربردپذیری سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران برای کاربران با آسیب بینایی پرداخت. این مطالعه از دو روش اصلی بهره برد: نخست، ارزیابی فنی با استفاده از ابزار خودکار Accessibility Insights و وارسی مبتنی ‌بر آخرین نسخه ‌شاخص‌های استخراجی کنسرسیوم وب جهان‌گستر (ویرایش 2023) در دو اولویت A و AA با رویکرد فازی؛ و دوم، آزمون کاربردپذیری با کاربران واقعی نابینا و کم‌بینا از طریق تعریف وظایف مشابه در سامانه‌ها و مشاهده دقیق نحوه تعامل آن‌ها. داده‌های کمّی حاصل از زمان انجام وظایف، موفقیت در انجام آن‌ها و پرسشنامه‌های پیش و پس‌آزمون تحلیل آماری شدند. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز از طریق مشاهده رفتار کاربران با مشارکت 24 کاربر با آسیب بینایی (در مجموع، 48 بازدید)، شنیدن صفحه‌خوانNVDA  و تحلیل کد HTML تکمیل شدند. عملکرد هر کاربر با نرخ تکمیل موفقیت‌آمیز کار، مدت‌زمان لازم برای انجام کارها، رتبه‌بندی رضایت و میزان دریافت راهنمایی و کمک اندازه‌گیری شد. نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی برای انتخاب کاربران با تجربه کافی انجام شد تا موانع ساختاری دسترس‌پذیری و کاربردپذیری شناسایی شود. ارتباط با کاربران به‌صورت آنلاین و ضبط کامل فرایند انجام شد. این روشِ چندوجهی، ترکیبی از دیدگاه‌های فنی و تجربه کاربران نهایی را دربرمی‌گیرد و اعتبار و جامعیت یافته‌ها را افزایش می‌دهد.نتایج ارزیابی فنی با ابزار خودکار نشان داد که در این سامانه‌ها به تضاد رنگ متن و پس‌زمینه توجه اندکی شده است. جایگزین‌های متنی برای عناصر غیرمتنی، برچسب‌گذاری عناصر فرم‌ها، برچسب و نام پیوند‌‌‌ها، برچسب دکمه‌ها و ... جزو مواردی است که نیازمند بررسی و بازبینی مجدد است. همچنین یافته‌ها نشان داد که هیچ‌یک از سامانه‌ها به‌طور کامل با WCAG2.2 مطابقت ندارند. «سامانه پیشینه» با بالاترین میزان تطابق با شاخص‌های دسترس‌پذیری در سطوح A (71 درصد) و  AA(77 درصد)، دسترس‌پذیرترین سامانه بود؛ در حالی که «سامانه گنج» (50 درصد) کمترین میزان تطابق را در سطحAA  نشان داد و سایر سامانه‌ها در سطوح مختلف، میزان دسترس‌پذیری متفاوتی را به نمایش گذاشتند. در اولویت A و AA گرچه شاخص‌های زیادی توسط سامانه‌ها تا حدودی رعایت شده، ولی برخی از شاخص‌ها اصلاً رعایت نشده است. نبودِ امکان پرش آسان از بلوک‌های تکراری محتوا، عدم استفاده از محتوای متنی واضح برای عناوین صفحات، عدم شناسایی و توصیف خطاهای پیش‌آمده برای کاربران، و عدم ارائه کامل برچسب‌ها و هدینگ‌های توصیفی و واضح با ترتیب منطقی از آن جمله است. داده‌های آزمون کاربردپذیری نیز نشان داد که انجام وظایف در سامانه‌ها در سطح متوسط و حتی آسان بوده است. میانگین‌های بالا، نشان‌دهندة اوضاع به‌نسبت مساعد سامانه‌های «ایرانداک» است.پژوهش حاضر با بررسی نظام‌مند تعامل کاربران صفحه‌خوان با سامانه‌های پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران (ایرانداک) و تحلیل تطابق آن‌ها با آخرین نسخه شاخص‌های‌WCAG 2.2، گامی مؤثر در بهبود دسترس‌پذیری و کاربردپذیری این سامانه‌ها برای کاربران دارای آسیب بینایی برداشته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که به‌‌رغم برخی پیشرفت‌ها، نیاز به اصلاحات بنیادین در طراحی رابط کاربری، بهبود تضاد رنگ رنگ، ارائه جایگزین‌های متنی جامع، و بهینه‌سازی ساختار معنایی محتوا و فرایندهای انجام وظایف وجود دارد. همچنین، ارائه راهنماها و مستندات دسترس‌پذیر و افزودن قابلیت‌های ناوبری کلیدی مانند پیوند‌های پرش، برای ارتقای تجربه کاربری این گروه ضروری است. این مطالعه با استفاده از روشِ چندوجهی و مشارکت فعال کاربران نابینا و کم‌بینا، چارچوبی عملی و قابل اتکا برای ارزیابی و بهبود سامانه‌های تخصصی فارسی‌زبان فراهم کرده است. نتایج پژوهش می‌تواند به‌عنوان الگویی برای سامانه‌های مشابه در حوزه‌های پژوهشی و آموزشی مورد استفاده قرار گیرد و بستری مناسب برای توسعه سامانه‌های فراگیرتر و عدالت‌محور در دسترسی به اطلاعات علمی فراهم آوَرَد. بدین‌ترتیب، این مطالعه گامی مهم در جهت ارتقای کیفیت خدمات دیجیتال برای کاربران آسیب‌پذیر و تحقق عدالت دسترسی به اطلاعات علمی محسوب می‌شود.