الگوی راهبردی حکمرانی هوش مصنوعی در آموزش عالی: مطالعه تطبیقی و دلالت‌های سیاستی برای ایران

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه مطالعات حکمرانی آموزش عالی، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، تهران، ایران

doi
10.22034/rahbord.2026.566851.1894
چکیده

ورود شتابان هوش مصنوعی به زیست‌بوم آموزش عالی، پارادایم‌های سنتی تولید و انتقال دانش را با دگرگونی بنیادین مواجه کرده است. در حالی که نرخ پذیرش این فناوری در میان دانشجویان از مرز ۹۰ درصد عبور کرده، فقدان یک الگوی حکمرانی منسجم و بومی در ایران، خطر تعمیق شکاف دیجیتال و چالش‌های اخلاقی را افزایش داده است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی یک الگوی راهبردی برای حکمرانی هوش مصنوعی در نظام آموزش عالی ایران است. روش پژوهش، «مطالعه تطبیقی کیفی» با بهره‌گیری از «چارچوب تحلیلی سه‌سطحی» (کلان، میانی و خرد) است که طی آن تجارب سه کشور منتخب شامل سنگاپور، هند و آلمان مورد واکاوی قرار گرفته‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که حکمرانی جهانی در سه گونه متمایز قابل دسته‌بندی است: ۱) الگوی «متمرکز-ابزاری» (سنگاپور) با تأکید بر کارایی و اعتماد مهندسی‌شده؛ ۲) الگوی «توسعه‌محور-بازاری» (هند) با تمرکز بر مقیاس‌پذیری و فراگیری؛ و ۳) الگوی «قانون‌مدار-فدرالی» (آلمان) با محوریت اخلاق و کرامت انسانی. در پایان، با سنتز این تجارب و انطباق با اسناد بالادستی کشور، یک بسته سیاستی ترکیبی پیشنهاد شده است که بر سه رکن «اقتدار هوشمند در تنظیم‌گری»، «عدالت دیجیتال در دسترسی» و «صیانت اخلاقی از مرجعیت علمی» استوار است. استقرار سازمان ملی هوش مصنوعی (سطح کلان)، ایجاد دفاتر نوآوری در دانشگاه‌ها (سطح میانی) و نهضت سواد هوش مصنوعی (سطح خرد) از مهم‌ترین راهکارهای اجرایی این الگو هستند