نقش آمریکا در عملکرد شورای امنیت در بحران غزه در پرتو تحلیل نهادی کراسنر: بازتنظیم راهبرد منطقهای ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، پردیس بینالمللی کیش، دانشگاه تهران، ایران.
2 مطالعات منطقهای، دانشکده حقوق و علوم سیاسی،دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/rahbord.2026.568923.1893چکیده
پژوهش حاضر توضیح میدهد چرا شورای امنیت سازمان ملل در بحران غزه (اکتبر ۲۰۲۳ تا اواخر ۲۰۲۵) نتوانست مفهوم «امنیت جمعی» را به محدودیتهای روشن، الزامآور و قابل اجرا تبدیل کند، و سپس پیامدهای این ناتوانی را برای بازتنظیم سیاست منطقهای جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر واقعگرایی تهاجمی بررسی میکند.نخست، با بهرهگیری از نظریه رژیمهای بینالمللی کراسنر، شورای امنیت بهمثابه یک سازوکار نهادی متشکل از اصول، هنجارها، قواعد و رویههای تصمیمگیری در بستر توزیع قدرت جهانی تحلیل میشود؛ از اینرو، کماثری شورا عمدتاً منشأ ساختاری دارد نه صرفاً مدیریتی. نفوذ آمریکا از سه مسیر اصلی اعمال میشود: الگوی وتو، شکلدهی پیشینی به پیشنویس قطعنامهها تحت سایه تهدید وتو، و کنترل رویهای بر دستورکار و فرایند تدوین قطعنامه. عملکرد شورا در دو سطح سنجیده میشود: اثربخشی خروجی و اثربخشی پیامدی. برای سنجش بُعد پیامدی، فاصله میان مطالبات شورا و وضعیت میدانیِ منعکس در گزارشهای سازمان ملل معیار قرار میگیرد. یافتهها نشان میدهد شورا در قبال غزه گزینشی عمل کرده است: قطعنامههای مرتبط با کمکرسانی و برخی چارچوبهای مرحلهبندیشده تصویب شدهاند، اما درخواستهای توقف فوری و بیقیدوشرط درگیری غالباً بهسبب وتوی آمریکا یا چانهزنی حول ترجیحات واشنگتن ناکام مانده و شکاف میان هنجارهای بشردوستانه و قواعد اجرایی پایدار شده است.در بخش دوم، مقاله استدلال میکند از منظر واقعگرایی تهاجمی، این اجرای گزینشی انگیزه ایران را برای کاهش اتکا به مهار نهادی و حرکت به سوی بیشینهسازی سنجیده اهرمهای بازدارنده و دیپلماتیک، از جمله بازدارندگی شبکهای، توانمندیهای انکاری، دیپلماسی شکافانداز و پیگیری منازعه مشروعیت در مجاری فاقد وتو، تقویت میکند.