تاثیر فرآیندهای اقلیمی بر حساسیت پذیری فرسایش بادی (مطالعه موردی استان اصفهان)
نویسندگان
1 دانشجو دکتری مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
2 دانشیارگروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
3 دانشیارگروه احیای مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
doi
10.22034/jcr.2025.206070چکیده
فرسایش بادی در مناطق خشک و نیمهخشک جهان از جمله ایران از نظر کمی و کیفی حائز اهمیت بسیار است. در سطح کشور کل مساحت مناطق تحت تاثیر فرسایش بادی در حدود 20 میلیون هکتار است. وقوع طوفانهای گردوغبار شدید و پایین آمدن کیفیت هوا، افزایش مشکلات تنفسی و افزایش بیماریها و بیابانزایی از اثرات فرسایش بادی میباشد. در این مطالعه تاثیر فرآیندهای اقلیمی بر حساسیت پذیری فرسایش بادی در دوره مشاهداتی (1990-2017) و دوره آینده (2020-2100) در استان اصفهان برسی گردید. جهت بررسی تاثیر فرآیندهای اقلیمی بر حساسیت پذیری فرسایش بادی از دو عامل اقلیمی چپیل و فائو استفاده شد. نتایج عامل اقلیمی چپیل برای دوره مشاهداتی نشان داد که حساسیت پذیری فرسایش بادی از فرآیندهای اقلیمی در ایستگاههای اصفهان، داران، نائین و نطنز از ابتدای دوره روند افزایشی داشته در سال 2016 به بیشترین مقدار رسیده است. درحالیکه در ایستگاه خور و بیابانک بین سالهای 1994-2014 روند نزولی داشته سپس افزایش یافته و در سال 2016 به بیشترین مقدار رسیده است. نتایج حاصل از عامل اقلیمی فائو برای دوره مشاهداتی نشان داد که حساسیت پذیری فرسایش بادی در تمامی ایستگاه ها افزایش یافته و در سال 2016 به بالاترین حد خود رسیده است. نتایج حاصل از عاملهای اقلیمی فرسایش بادی چپیل و فائو نشان داد که مقادیر میانگین حساسیت پذیری فرسایش بادی در دوره آینده نسبت به دوره مشاهداتی کاهش خواهد یافت.با توجه به اینکه تاثیر افزایش بارندگی و کاهش سرعت باد در دوره آینده بر عاملهای اقلیمی بیشتر از تاثیر افزایش دما بر عاملها بوده، حساسیت پذیری فرسایش بادی در دوره آینده نسبت به دوره مشاهداتی کاهش خواهد یافت. به طور کلی تاثیر فرآیندهای اقلیمی بر حساسیت پذیری فرسایش بادی در دوره مشاهداتی روند افزایشی و در دوره آینده به طور میانگین نسبت به دوره مشاهداتی کاهش خواهد داشت.