ارزیابی رویکرد فضا برای زمان برای بررسی اثرهای افزایش درجه حرارت بر تجزیه لاشبرگها
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران
2 استادیار، گروه مهندسی طبیعت، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران
doi
10.30466/jfrd.2023.54852.1687چکیده
مقدمه و هدف: در بومسازگانهای جنگلی، تجزیه لاشبرگ از مهمترین راههای ورود عناصر غذایی به خاک است و قابلیت در دسترس بودن عناصر غذایی خاک به مقدار زیاد ناشی از پویایی عناصر غذایی و تجزیه لاشبرگ در جنگل است. تجزیه لاشبرگ کارکردهای بومشناسی مهمی را موجب میشود و ترکیب عناصر غذایی درونی درختان را تحت تأثیر قرار میدهد. فرایند تجزیه لاشبرگ بر ذخایر کربن آلی خاک اثر میگذارد. درک و فهم این مسئله که چگونه تغییر اقلیم و گرمایش جهانی کره زمین فرایند تجزیه و در نتیجه مقدار کربن ذخیره شده در خاک را تحت تأثیر قرار میدهد، لازم و ضروری است. رویکرد فضا برای زمان این امکان را فراهم میسازد که تجزیه لاشبرگ در شرایط حاضر و در طبقات ارتفاعی مختلف مورد مقایسه قرار گرفته و اثرهای افزایش درجه جرارت بر تجزیه لاشبرگها بررسی شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرهای افزایش یا کاهش درجه حرارت بر نرخ تجزیه لاشبرگها در لاشبرگهای خالص و ترکیبی انجام شد.مواد و روشها: در تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد فضا برای زمان، نرخ تجزیه لاشبرگها در سه گونه بلوط ایرانی، بنه و داغداغان در حالتهای خالص و ترکیبی، در سه طبقۀ ارتفاعی 750، 900 و 1050 متر در جنگلهای درهشهر استان ایلام بررسی شد. جنگلهای منطقه دارای توپوگرافی نسبتاً شدید و دارای کوهها و تپههایی با شیبهای تند و ملایم است و در بسیاری از قسمتهای آن بیرونزدگیهای سنگی وجود دارد. ارتفاع متوسط منطقه 1200 متر و شیب متوسط آن 15 درصد است. متوسط دمای سالیانه 40/21 درجه سانتیگراد و میانگین بارندگی سالیانه در این منطقه، 3/426 میلیمتر گزارش شده است. نوع اقلیم منطقه موردبررسی نیمهمرطوب است. در این پژوهش از تکنیک کیسهلاشبرگ (با ابعاد 20×20 سانتیمتر با منافذ 2 میلیمتر) استفاده شد. برای دستیابی به اهداف تحقیق، لاشبرگ گونههای موردبررسی در فصل پاییز سال 1400 بهصورت تصادفی و دستی از کف جنگل جمعآوری شد. بعد از آمادهسازی کیسهلاشبرگها، تعداد 243 کیسهلاشبرگ تک جیبه و دو جیبه در محلهای جمعآوری لاشبرگها در روی خاک معدنی نصب و طی 180 روز با فواصل زمانی 30، 60 و 180 روز مورد انکوباسیون قرار گرفته و نرخ تجزیه لاشبرگها اندازهگیری شد. برای اندازهگیری نرخ تجزیه لاشبرگها وزن اولیه و ثانویه لاشبرگها یادداشت و از طریق روابط وزنی مقدار وزن ازدست رفته لاشبرگها محاسبه شد. برای تعیین کیفیت اولیه لاشبرگها نیز عناصر غذایی لاشبرگها مانند نیتروژن، کربن، فسفر، کلسیم، پتاسیم و منیزیم اندازهگیری شدند.یافتهها: بر اساس نتایج مشخص شد که لاشبرگهای سه گونه موردبررسی از نظر غلظتهای منیزیم، فسفر و نیتروژن مشابه هستند. لاشبرگ بلوط ایرانی از نظر غلظتهای پتاسیم و کربن و لاشبرگ داغداغان نیز از نظر غلظت کلسیم بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده بودند. نسبت کیفی C:N در لاشبرگ داغداغان پایین بود که این مسئله نشاندهنده کیفیت بالای این لاشبرگ است. نتایج نشان داد که در دورههای زمانی موردبررسی نوع لاشبرگ، ارتفاع از سطح دریا (بهغیر از دورۀ زمانی 180 روز) و اثرهای متقابل نوع لاشبرگ و ارتفاع اثرهای معنیداری در نرخ تجزیه داشتهاند؛ بهطوریکه با افزایش ارتفاع از سطح دریا مقدار تجزیه افزایش یافته است. بر اساس یافتههای تحقیق مشخص شد که در دورۀ زمانی 30 روز بیشترین مقدار تجزیه مربوط به تیمارهای ترکیبی داغداغان (داغداغان+بنه) و بلوط ایرانی (بلوط ایرانی+داغداغان) (بهترتیب 61/14 و 40/14 درصد) در ارتفاع 1050 متر و کمترین آن مربوط به تیمار بنۀ خالص (52/4 درصد) در ارتفاع 750 متر بوده است. در دورۀ زمانی 60 روز نیز بیشترین مقدار تجزیه در تیمار ترکیبی داغداغان (بنه+داغداغان) در ارتفاع 1050 متر و کمترین آن در تیمار بنه خالص در ارتفاع 750 متر بهترتیب با 41/15 و 31/5 درصد مشاهده شد. همچنین در پایان دورۀ انکوباسیون بیشترین مقدار تجزیه متعلق به تیمار ترکیبی داغداغان (داغداغان+بنه) در ارتفاع 1050 متر (12/16 درصد) و کمترین آن نیز مربوط به لاشبرگ خالص بنه در ارتفاع 750 متر (12/10 درصد) است.نتیجه گیری کلی: در کل بر اساس یافتههای تحقیق مشخص شد که در طول مدت زمان بررسی، با افزایش ارتفاع از سطح دریا و در نتیجه کاهش درجه حرارت نرخ از دستدهی مواد آلی لاشبرگها نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش معنیداری (مخصوصاً در دو ماه اول انکوباسیون) نسبت به طبقات ارتفاعی پایین داشته است. همچنین در پایان دورۀ زمان مورد بررسی تنها اثر متقابل ارتفاع و نوع لاشبرگ توانسته بود مقدار تجزیه لاشبرگها را تحت تأثیر قرار بدهد.