استفاده از موازین بنیادین حق شرط در سند تأسیس سازمانهای بینالمللی با تکیه بر کنوانسیون حقوق معاهدات
نویسندگان
1
doi
چکیده
دیرزمانی دولتها به عناون اصلیترین بازیگران حقوق بینالملل بر تمامیت و یکپارچگی معاهدات اصرار ورزیده و تغییر در هر کلمهای از یک معاهده دو یا چندجانبه را نیازمند توافق و اجماع تمامی اعضا قلمداد میکردند. با گسترش فضای همکاری و تعامل در روابط چندجانبه کشورها، ایجاد و توسعه کمّی و کیفی سازمانهای منطقهای و بینالمللی و از سویی دیگر تلاش در جهت جذب حداکثری دولتها در پیوستن به معاهدات قانونساز بهویژه معاهدات حقوق بشری و یا معاهدات تأسیس سازمانهای بینالمللی، موضوع حق شرط مطرح و از سوی جامعه حقوقدانان بینالمللی تحت شرایطی مورد پذیرش قرار گرفت. در برخی از موارد چون اعمال این حق در معاهدات مؤسس سازمانهای بینالمللی بهکارگیری این حق با ابهاماتی روبهرو میباشد که این مقاله به گوشهای از آن میپردازد.