ظرفیت‌های روش‌شناختی آراء جودیت باتلر برای مطالعۀ رویکرد انتقادی عکاسی نسبت به برساخته‌گی واقعیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران

2 استادیار، گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.

3 دانشیار، گروه عکاسی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.

doi
10.22034/ra.2026.2057252.1541
چکیده

این پژوهش در پی یافتن یک روش‌شناسی روشن و منسجم برای تحلیل عملکرد انتقادی آثار عکاسی نسبت به برساخته‌گی واقعیت است. این مسئله تاکنون در نوشته‌های نظریه‌پردازان عکاسی عمدتاً به‌صورت پراکنده مطرح شده و فاقد چارچوبی جامع و منسجم بوده است. بدین منظور، با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیلی-تطبیقی، ابتدا دیدگاه‌های سه نظریه‌پرداز مهم عکاسی (اندی گراندبرگ، سالی میلر و استیو ادواردز) بررسی شد و از میان دیدگاه‌ها و نمونه‌های مورد بررسی آن‌ها، سه دسته راهکار برای به چالش کشیدن برساخته‌گیِ واقعیت توسط عکاسی شناسایی شد: نقاب‌گذاری و نقاب‌برداری، فاصله‌گذاری، و ارائۀ برساخت جایگزین. اما از آنجا که هیچ‌یک از این نظریه‌پردازان به‌تنهایی چارچوبی کامل و نظام‌مند ارائه نداده‌اند، ترسیمِ یک روش‌شناسیِ منسجم از این طریق امکان‌پذیر نبوده است. از‌این‌رو، نگارنده به نظریه‌های جودیت باتلر در حوزۀ فمینیسم و نظریه انتقادی رجوع کرده و از میان دیدگاه‌های او راهبردهایی برای به چالش کشیدن برساخته‌گیِ واقعیت را استخراج نمود: تکرارهای واژگون‌کننده، فاصله‌گذاری و برساخت جایگزین. مطالعۀ تطبیقی میان این راهبردها و راهکارهای مطرح‌شده توسط نظریه‌پردازان عکاسی، نشان داد که تطابق و هم‌پوشانی قابل‌توجهی میان آن‌ها وجود دارد. براساسِ یافته‌های پژوهش، این همپوشانی می‌تواند مبنایی برای طراحی یک روش‌شناسی کاربردی و منسجم باشد که در مطالعۀ چگونگیِ نقد برساخته‌گیِ واقعیت توسط عکاسی به کار گرفته شود. در نتیجه، دیدگاه باتلر، با تطبیق بر ویژگی‌های خاص رسانۀ عکاسی، می‌تواند مبنای تدوین سنجه‌ای برای ارزیابی رویکرد انتقادی عکس‌ها نسبت به برساخته‌گی واقعیت باشد.