تحلیل ناخودآگاه جمعی و فرآیند فردیتیابی در نگارههای محمد سیاهقلم بر اساس دیدگاه یونگ
نویسندگان
1 استادیار گروه هنر، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی ، قم، ایران.
doi
10.22034/ra.2026.2056577.1538چکیده
ناخودآگاه جمعی، میراثی است که از ادوار نخستین حیات بشر در حافظه تاریخی انسانها نقش بسته است. کارل گوستاو یونگ، روانشناس برجسته، این مفهوم را بهعنوان لایهای عمیق از ذهن معرفی میکند که حاوی کهنالگوها و نمادهای مشترک میان تمامی انسانهاست. محمد سیاهقلم، نقاش مرموز و صاحبسبک دوره تیموری، آثاری خلق کرده است که سرشار از عناصر اسطورهای، خیالی و رمزآلود هستند. این پژوهش به بررسی چگونگی بازتولید تصاویر آرکتایپی در آثار سیاهقلم و ارتباط آنها با مفهوم ناخودآگاه جمعی یونگ میپردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی کهنالگوهایی است که این آثار را به ناخودآگاه جمعی پیوند زده و فرآیند فردیتیابی هنرمند را نشان میدهد. این پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و از رویکرد نقد روانشناسانه بهره برده است. دادههای مورد نیاز از طریق منابع کتابخانهای و اسنادی گردآوری شدهاند. نمونهگیری بهصورت هدفمند انجام گرفته و روش تجزیه و تحلیل دادهها نیز کیفی بوده است. با استفاده از چارچوب نظری یونگ، امکان درک معنای پنهان عناصر مرموز آثار سیاهقلم فراهم شده است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که آثار محمد سیاهقلم فراتر از یک بیان هنری صرف، بستری برای تجلی ناخودآگاه جمعی هستند. نقاشیهای او بهطور گستردهای از نمادهای آرکتایپی بهره میبرند. سیاهقلم با استفاده از عناصر اسطورهای، موجودات افسانهای و شخصیتهای مرموز، موفق شده است کهنالگوهای یونگی را در قالب تصاویر رمزآلود بازتولید کند. این هنرمند با تکیه بر کهنالگوهایی همچون سایه، آنیما و آنیموس، پرسونا، قهرمان، مادر، دلقک و طبیعت، ناخودآگاه جمعی را در آثارش بازتاب داده و مخاطب را با فرآیند خودیابی خویش مواجه ساخته است.