مقایسه تنوع گونهای علفی در روشنههای جنگل مدیریتنشده و روشنههای ناشی از بهرهبرداری (بررسی موردی: راشستانهای لیوان-بنفشتپه)
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران
3 کارشناس پژوهش، بخش تحقیقات منابع طبیعی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران
doi
10.30466/jfrd.2023.54694.1668چکیده
مقدمه و هدف: اهمیت ایجاد روشنه در پوشش تاجی جنگلهای طبیعی بهعنوان قسمتی از فرآیندهای توسعه توده، بر بومشناسان پوشیده نیست. به نسبت اندازه فضای باز شده، تغییرات متفاوتی در ریزاقلیم منطقه ایجاد خواهد شد که در نهایت حفظ و پویایی ساختار این تودهها را موجب میشود. در جنگلشناسی نزدیک به طبیعت ضمن شناخت رژیمهای آشفتگی طبیعی، تلاش میشود تا از آنها بهعنوان الگو در مدیریت پایدار جنگلها استفاده شود. هدف از اعمال مدیریت مبتنی بر تقلید، حفظ، پایداری و ارتقای تنوع گونهای است. تقلید از آشفتگیهای طبیعی اثرهای متفاوتی را در جنگلهای تحت مدیریت نشان داده است. در برخی موارد شرایط مناسبتری برای رشد نهالها و افزایش تنوع گونهای ایجاد شده است ولی در مواردی هم اعمال مدیریت یا بیاثر بوده و یا اثرهای منفی ایجاد کرده است. بنابراین راهبردهای مدیریت بهینه باید مبتنی بر ارزیابی عمیق تودههای جنگلی باشد که نتایج پژوهش پیش رو، دادههای مفیدی را در این زمینه در اختیار قرار میدهد. مواد و روشها: در این پژوهش، برای تعیین تغییرات احتمالی ناشی از اجرای مدیریت، شاخصهای تنوع گونهای علفی در روشنههای یک راشستان مدیریتشده به شیوه تکگزینی و یک راشستان شاهد (مدیریتنشده) در سری یک طرح جنگلداری لیوان و بنفش تپه در استان گلستان مورد مقایسه قرار گرفت. برای این منظور تمامی روشنههای موجود در هر جنگل پس از شناسایی و اندازهگیری سطح، براساس تعاریف جنگلشناسی به سه گروه کوچک (<200 مترمربع)، متوسط (200 تا 500 مترمربع) و بزرگ (>500 مترمربع) طبقهبندی و از هر گروه سه تکرار به طور تصادفی موردبررسی قرار گرفت. نوع و درصد پوشش تمام گونههای علفی در پنج قطعهنمونه (در مرکز قطعهنمونه و در چهار جهت اصلی جغرافیایی هر روشنه) ثبت شدند. برداشت گونههای علفی کف جنگل با استفاده از مقیاس تعدیل شده براون- بلانکه انجام شد. برای ارزیابی غنای گونههای گیاهی از تعداد گونههای گیاهی در هر قطعهنمونه استفاده شد. بررسی و مقایسه تنوع زیستی در قطعههای موردبررسی با استفاده از شاخصهای تنوع سیمپسون و شانون وینر و برای یکنواختی از شاخص یکنواختی پایلو استفاده شد. مقایسه میانگین شاخصها بین دو قطعه موردبررسی با استفاده از آزمونهای t مستقل و من-ویتنی و در روشنهها با اندازههای مختلف با آزمونهای توکی و Kruskal-Wallis انجام شد. از روش تجزیهوتحلیل خوشهای برای گروهبندی روشنهها با اندازههای مختلف استفاده شد.یافتهها: در این پژوهش تعداد 25 گونه علفی در دو منطقه موردبررسی شناسایی شد. در روشنههای قطعه مدیریتشده و مدیریتنشده بهترتیب 17 و 21 گونه علفی شناسایی شدند. برخی از گونههای علفی فقط در یکی از اندازههای روشنه حضور داشتند، ولی برخی دیگر در هر سه طبقه اندازه روشنه شناسایی شدند. نتایج نشان داد که اختلاف معنیداری بین شاخصهای غنا (7/0±2/7 در مقابل 6/0±3/8)، یکنواختی (05/0±6/0 در مقابل 04/0±5/0)، شانون (1/0±1/1 در مقابل 09/0±1/1) و سیمپسون (06/0±5/0 در مقابل 05/0±0.5) گونههای علفی بهترتیب بین دو قطعه مدیریتشده و مدیریتنشده وجود نداشت. همچنین تجزیهوتحلیل خوشهای نشان داد که از نظر پوشش علفی روشنههای منطقه مدیریتشده قابل تفکیک از منطقه مدیریتنشده نیستند. جالب توجه اینکه غنای گونهای در توده مدیریت شده با اندازه روشنه کوچک (کمتر از500 مترمربع) بهطور معنیداری کمتر از دیگر روشنههای این توده بود. اختلاف معنیداری بین دیگر شاخصهای موردبررسی بین اندازههای مختلف روشنهها در قطعه مدیریتشده و مدیریتنشده دیده نشد.نتیجهگیری کلی: نتایج برخی پژوهشگران نشان داده است که مدیریت جنگل میتواند تنوع گونهای درختی را نسبت به جنگلهای مدیریتنشده افزایش دهد ولی در پژوهش پیش رو، مدیریت مبتنی بر شیوه تکگزینی پس از گذشت یک دوره 10 ساله تأثیر معنیداری بر ترکیب و تنوع پوشش علفی در روشنههای ایجادشده نداشت. البته لازم به یادآوری است که نوع مدیریت جنگل میتواند تنوع زیستی را در مقیاس منطقهای تحت تأثیر قرار دهد بدون اینکه تغییری در مقیاس محلی ایجاد شود. همچنین تأثیر مدیریت جنگل بر تنوع گیاهی به شرایط زیستی و غیرزیستی و رویکردهای مدیریت جنگل بستگی دارد. نتایج برخی از پژوهشها نشان داده است که فراوانی گونههای علفی در کف جنگل به فراوانی گونههای درختی بستگی دارد. بنابراین در یک راشستان خالص که تعداد گونههای درختی نسبت به یک جنگل آمیخته کمتر است، پایین بودن فراوانی گونههای پوشش کف دور از انتظار نخواهد بود. در هر صورت، ارزیابی دقیق اثرهای مدیریتهای اعمال شده نیازمند بررسیهای بیشتر ویژگیهای فلورستیک و خاکی روشنهها در دورههای زمانی مختلف پس از اجرای برشها است.