تنوع ساختاری موزاییکهای مراحل تحولی در جنگل مدیریتشده راش شرقی (بررسی موردی: حوضه آبخیز 30 رامسر)
نویسندگان
1 استاد، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و محیطزیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و محیطزیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشیار پژوهش، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.30466/jfrd.2023.54826.1684چکیده
مقدمه و هدف: جنگلهای هیرکانی از نظر حفظ ذخایر ژنتیکی و وجود برخی از گونههای گیاهی که منحصر به این ناحیه رویشی بوده دارای اهمیت هستند. بنابراین بررسی بیشتر ویژگیهای این جوامع جنگلی بهمنظور مدیریت بهینه با هدف حفظ تنوع در این جنگلها همواره یک ضرورت اجتنابناپذیر است. یکی از این ویژگیها، پویایی ساختار بوده که بر عملکرد بومسازگان تأثیر میگذارد و با مدیریت جنگل و آشفتگیهای طبیعی اصلاح میشود. از اینرو، هدف اصلی این پژوهش بررسی تنوع ساختاری مراحل تحولی در جنگلهای مدیریتشده آمیخته راش شرقی است.مواد و روشها: یک محدوده 10 هکتاری در تودههای مدیریتشده پارسل شماره 514 سری پنج طرح جنگلداری صفارود (اشکتهچال) که تعداد 42 موزاییک از مراحل تحولی اولیه، بلوغ و پوسیدگی، بدون درنظر گرفتن اندازه و شکل آن شناسایی و انتخاب شدند. درختان داخل هر موزاییک شمارهگذاری شده و مورد آماربرداری 100 درصد قرار گرفتند. موقعیت مکانی تمامی درختان که دارای قطر برابرسینه بیشتر از 5/7 سانتیمتر بودند با استفاده از فاصله و آزیموت پایهها نسبت به یکدیگر برای هر درخت ثبت شد. پس از شمارهگذاری درختان، ویژگیهایی مانند قطر برابرسینه و ارتفاع درختان اندازهگیری شد. سپس درختان براساس قطر برابرسینه به چهار کلاسه کمقطر (<35 سانتیمتر)، میانقطر (50-35 سانتیمتر)، قطور (75-50 سانتیمتر) و خیلی قطور (>75 سانتیمتر) تقسیمبندی شدند. برای کمیسازی ساختار هر موزاییک در تودههای مورد بررسی، از مجموعهای از شاخصهای مختلف ساختاری براساس سه ویژگی تنوع الگوی مکانی، تنوع آمیختگی و تنوع ابعاد درختان استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل دادههای آماری، مشخصههای ساختاری توده شامل شاخصهای تمایز قطری، تمایز ارتفاعی، زاویه یکنواخت، میانگین فاصله تا نزدیک ترین همسایهها، آمیختگی و کلارک و ایوانز در موزاییکها محاسبه شدند. برای بررسی تنوع موقعیت مکانی درختان از شاخصهای زاویه یکنواخت و کلارک و ایوانز استفاده شد. همچنین برای بررسی آمیختگی گونهای نیز از شاخص آمیختگی و برای بررسی تنوع ابعاد درختان در هر موزاییک مرحله تحولی، از شاخصهای تمایز قطری و تمایز ارتفاعی استفاده شد. تراکم درختان نیز با استفاده از شاخص فاصله تا نزدیکترین همسایهها اندازهگیری شد.یافتهها: مرحله تحولی اولیه با 18 موزاییک، بیشترین و مرحله تحولی بلوغ با 11 موزاییک، کمترین فراوانی را به خود اختصاص دادند. مساحت موزاییکها از 292 تا 5145 مترمربع متغیر بود. در مجموع در تودههای موردبررسی، مرحله اولیه دارای بیشترین و مرحله پوسیدگی دارای کمترین سطح در منطقه موردبررسی بودند. مرحله تحولی اولیه و پوسیدگی به ترتیب با متوسط 427 و 212 اصله در هکتار به ترتیب بیشترین و کمترین فروانی درختان سرپا در هکتار را به خود اختصاص دادند. متوسط سطح مقطع در هکتار در مراحل تحولی اولیه، بلوغ و پوسیدگی به ترتیب 75/38، 26/42 و 63/37 مترمربع در هکتار اندازهگیری شد. مقدار شاخص میانگین فاصله تا نزدیکترین همسایه در موزاییکهای مراحل تحولی اولیه، بلوغ و پوسیدگی بهترتیب بهطور متوسط 39/4، 96/4 و 76/5 متر بهدست آمد. مقدار شاخص کلارک و ایوانز در هر سه مرحله تحولی کمتر از یک بهدست آمد که بیانگر این است که درختان در تمامی قطعات از الگوی پراکنش کپهای برخوردار هستند. مقدار شاخص زاویه یکنواخت در تمام مراحل 5/0 و بیشتر از 5/0 محاسبه شد که نشاندهنده الگوی پراکنش کپهای درختان است. مقدار متوسط شاخص آمیختگی در موزاییکهای مراحل تحولی اولیه، بلوغ و پوسیدگی بهترتیب 31/0، 27/0 و 18/0 بهدست آمد. همچنین میانگین شاخص تمایز قطری در مراحل تحولی اولیه، بلوغ و پوسیدگی بهترتیب 43/0، 37/0 و 43/0 محاسبه شد. میانگین شاخص تمایز ارتفاعی در مرحله اولیه 31/0، بلوغ 28/0 و مرحله پوسیدگی 33/0 بهدست آمد. نتیجهگیری کلی: با توجه به اقدامات مدیریتی در تودههای راش موردبررسی، نتایج کمیسازی ساختار تودهها به تناسب موزاییکهای مراحل تحولی مختلف، میتواند بهعنوان یک راهنما و الگو برای مدیریت دیگر تودههای جنگلی مشابه مورد استفاده قرار گیرد. همچنین مشخصهها و توابع مورد استفاده در این پژوهش میتوانند بهعنوان شاخصهایی برای سنجش دخالتهای انجامشده (اجرای اقداماتی مانند عملیات پرورشی و نشانهگذاری) و همچنین پایش مراحل تحولی در این تودهها در طی زمان مورد استفاده مدیران جنگل قرار گیرند. تنوع ساختاری جنگلهای مدیریتشده ناهمسال بین مراحل مختلف تحولی متفاوت است. بنابراین، برای درک چگونگی تأثیر اقدامات مدیریتی بر پویایی ساختاری کوتاهمدت در جنگلهای راش بایستی پژوهشهای مشابه در سریهای زمانی پنج تا 10 ساله در تودههای موردبررسی انجام شود.