از آرتور شلزینگر تا چارلز کراتهمر: دگردیسی مفهومی در سیاست خارجی امریکا (2000-1945)
نویسندگان
1
doi
چکیده
درهم فروریزی دیوار در قلب اروپا، دگرگونی تئوریک در سیاست خارجی امریکا را گریزناپذیر ساخت. اجماع لیبرال که در چهارچوب مرجع بودن لیبرالها در حیات بخشیدن به سیاست جهانی امریکا بود، از هم گسیخت. آنچه به لیبرالها مشروعیت برای رهبری روشنفکرانه در قلمرو سیاست خارجی اعطا کرده بود، تأکید آنها بر مبارزه بر علیه کمونیسم و ارتقاء امریکا در مقام رهبری جهان بود. توجیه تاریخی ـ فلسفی مرکز حیاتی را تاریخدان امریکا آرتور شلزینگر فراهم آورد. مرکز حیاتی نقشه راه دوران جنگ سرد تصمیمگیرندگان امریکایی بود. به دنبال پایان جنگ سرد- لیبرالها به عنوان مرکز ثقل حیات سیاسی امریکا- با توجه به ویژگیهای داخلی و شرایط بینالمللی به حاشیه رانده شدند و به جای آن خطمشی تک قطبی، با تأکید بر سیاست خارجی تهاجمی و ملیگرا ، به صحنه آمد. چارلز کراتهمر به توجیه فلسفی و تئوریک درخصوص اینکه امریکا در صحنه جهانی دارای مأموریت است، حیات داد. تغییر در مبانی فکری سیاست خارجی از لیبرالیسم قدرتنواز به محافظهکاری ایدهنواز، به یک واقعیت تبدیل گشت. مرکز حیاتی دوران جنگ سرد مبتنی به دفاع از منافع ملی در صورت لزوم با استفاده از قدرت نظامی بود. لحظه تک قطبی مبتنی بر تأکید به باورها و اعتبار فزاینده قدرت و ماهیت جهانی میراث امریکاست.