ابزارهای حسابداری خلاقانه و شکست شرکتی

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

2 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده علوم اقتصادی و اجتماعی، دانشگاه بوعلی‌سینا، همدان، ایران.

3 کارشناسی ارشد، گروه حسابداری، موسسه آموزش عالی الوند، همدان، ایران

doi
10.30466/jfcs.2026.56969.1049
چکیده

هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین ابزارهای حسابداری خلاق (شامل مدیریت سود تعهدی، مدیریت سود واقعی، هموارسازی سود و اجتناب مالیاتی) و شکست شرکتی در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است.روش:  از میان شرکت‌های فعال در بورس اوراق بهادار تهران، ۱۷۲ شرکت انتخاب و در بازه زمانی ۱۳ ساله از 1390 تا 1402 با در نظر گرفتن برخی محدودیت‌ها مورد تحلیل قرار گرفتند، که در مجموع شامل ۲۲۳۶ سال-شرکت بود (و در برآورد نهایی مدل‌ها ۱۳۷۶ سال-شرکت لحاظ شد). برای آزمون فرضیه‌ها، از رویکرد رگرسیون چندگانه با برآوردگر لاجیت استفاده شد. برای اندازه‌گیری متغیرهای مدیریت سود تعهدی و واقعی، انحرافات تعهدی طبق مدل جونز تعدیل شد و هزینه‌های غیرعادی تعهدی مطابق با مدل رویچادری (۲۰۰۶) تعدیل گردید. همچنین، برای سنجش ریسک ورشکستگی مالی، از مدل آلتمن (۲۰۰۲)  تعدیل شده کوردستانی و همکاران (۲۰۱۴) استفاده شد و هموارسازی سود با شاخص ایکل اندازه‌گیری گردید.یافته‌ها: نتایج آزمون‌های آماری نشان داد که بین مدیریت سود تعهدی و شکست شرکتی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، به‌طوری که با افزایش میزان مدیریت سود تعهدی، احتمال شکست شرکتی نیز افزایش می‌یابد. همچنین، یافته‌های مربوط به فرضیه سوم نشان داد که بین هموارسازی سود و شکست شرکتی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد، به‌گونه‌ای که با افزایش میزان هموارسازی سود، ریسک ورشکستگی مالی نیز افزایش می‌یابد. علاوه بر این، نتایج فرضیه چهارم بیانگر وجود رابطه مستقیم و معنادار بین اجتناب مالیاتی و ریسک ورشکستگی مالی بود. با این حال، رابطه معناداری بین مدیریت سود واقعی و ریسک ورشکستگی مالی در سطح اطمینان ۹۵٪ مشاهده نشد. اگرچه فعالیت‌های حسابداری خلاقانه از منظر نظریه نمایندگی و اخلاقی غیرقانونی نیستند، اما موجب انتقال ثروت میان ذی‌نفعان، کاهش ثروت سهامداران و افزایش منافع مدیران به‌هزینه سهامداران می‌شوند. علاوه بر این، مدیریت سود هزینه‌های نمایندگی، از جمله هزینه‌های حسابرسی و هزینه‌های اجرای مکانیزم‌های حاکمیت شرکتی، را افزایش می‌دهد که مجموع این عوامل احتمال ورشکستگی مالی را بالاتر می‌برد.نتیجه‌گیری: به طور کلی، بر اساس یافته‌های پژوهش، فعالیت‌های حسابداری خلاقانه ریسک شکست شرکتی را افزایش می‌دهند و به عبارت دیگر، استفاده از این تکنیک‌ها در بلندمدت برای شرکت‌ها زیان‌آور خواهد بود. بنابراین، توصیه می‌شود که نهادهای حاکمیت شرکتی داخلی و خارجی کنترل‌های بیشتری را برای محدود کردن این فعالیت‌ها اعمال کنند. بر اساس نتایج فرضیه‌ها، به سرمایه‌گذاران فعال در بورس اوراق بهادار تهران توصیه می‌شود که نسبت به فعالیت‌های حسابداری خلاقانه (شامل انواع مدیریت سود، اجتناب مالیاتی، عدم افشای اطلاعات بااهمیت، تغییرات دل‌بخواه در سیاست‌های حسابداری، معاملات ساختگی و غیره) هوشیار باشند، تأثیر آن‌ها بر گزارشگری مالی و سیاست‌های مالیاتی را به‌دقت ارزیابی کنند و تنها پس از تأیید کیفیت گزارش‌های مالی اقدام به خرید یا فروش سهام نمایند. ناظران و نهادهای تعیین‌کننده استاندارد می‌توانند از این یافته‌ها برای محدود کردن اختیار مدیران و کاهش استفاده از تکنیک‌های حسابداری خلاقانه بهره ببرند و بدین ترتیب از سهامداران، به‌ویژه سرمایه‌گذاران خرد فعال در بازار تهران، محافظت کنند. پژوهشگران آینده می‌توانند اثر فعالیت‌های حسابداری خلاقانه بر ورشکستگی شرکتی را با وارد کردن متغیرهای تعدیل‌کننده مانند حاکمیت شرکتی بررسی کرده و اثربخشی مکانیزم‌های حاکمیت را مورد آزمون قرار دهند. همچنین پیشنهاد می‌شود میزان استفاده از حسابداری خلاقانه در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت، تأثیر آن بر سیاست‌های تأمین مالی و سرمایه‌گذاری، و تعدیل داده‌های مالی براساس تورم بررسی شود، با توجه به نوسانات قابل توجه تورم در ایران که ممکن است بر سیاست‌ها و گزارشگری مالی اثرگذار باشد.نوآوری: نتایج پژوهش می‌تواند مورد استفاده مدیران، سرمایه‌گذاران، حسابداران، حسابرسان، اعتباردهندگان و عموم ذینفعان مرتبط قرار بگیرد. انتظار می‌رود مدیران با مشاهده اثر حسابداری خلاقانه بر شکست شرکتی، از این ابزارهای حسابداری خلاق در راستای اهداف شرکت استفاده نمایند و از دستکاری فرصت‌طلبانه اطلاعات مالی اجتناب نمایند. سرمایه‌گذاران نیز با استفاده از نتایج پژوهش می‌توانند کیفیت اطلاعات مالی شرکت را با دقت بیشتری بررسی نموده و سپس در صورت اتکا به آن اطلاعات، اقدام به اخذ تصمیم‌های لازم نمایند. دولت نیزمی‌تواند اثر اجتناب مالیاتی بر شکست شرکتی را مد نظر قرار داده و شرکت‌ها را از اقدامات اجتناب مالیاتی بر حذر نماید و رخنه‌های قانونی که امکان انجام این عمل را فراهم می‌آورند را بپوشاند.