تحلیل رویه قضایی ایران در زمینه فسخ پیمان به علت مقتضیات اداری (مصلحت عمومی)
نویسندگان
1 گروه حقوق، واحد آیت الله آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران
2 گروه حقوق، واحد آیت الله آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران
3 گروه حقوق خصوصی ،واحد جویبار، دانشگاه آزاد اسلامی، جویبار، ایران
doi
10.48309/jlps.2026.560229.1500چکیده
قراردادهای پیمانکاری عمومی بهواسطه ماهیت اداری، تابع اصولی هستند که آنها را از حاکمیت مطلق اراده در حقوق خصوصی متمایز میکند. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل نظاممند جایگاه و کارکرد «فسخ پیمان به علت مقتضیات اداری» در رویه قضایی ایران و تبیین چالشهای نظارتی در این حوزه است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به منابع کتابخانهای و واکاوی آرای قضایی صادره از دیوان عالی کشور و دیوان عدالت اداری انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ماده ۴۸ شرایط عمومی پیمان، اختیاری گسترده و یکجانبه به کارفرمای دولتی اعطا کرده است تا بدون نیاز به اثبات تقصیر پیمانکار و صرفاً بر مبنای مصلحت عمومی، قرارداد را منحل نماید. با این حال، ابهام در مفهوم «مقتضیات اداری» و فقدان معیارهای عینی برای احراز آن، زمینهساز تصمیمات سلیقهای شده است. نتایج حاصل از بررسی رویه قضایی حاکی از آن است که محاکم ایران عمدتاً بر نظارت شکلی و رعایت تشریفات قانونی متمرکز هستند و از ورود به ارزیابی ماهویِ ضرورتهای ادعایی کارفرما اجتناب میورزند. این رویکرد، توازن اقتصادی قرارداد را مختل کرده و امنیت سرمایهگذاری بخش خصوصی را به مخاطره میاندازد. در نهایت، مقاله بر ضرورت بازنگری در شرایط عمومی پیمان، تعریف مصادیق حصری مقتضیات اداری، تقویت نظارت قضایی ماهوی و پیشبینی سازوکارهای جبران خسارت عادلانه برای پیمانکار تأکید میکند تا تعادلی میان منافع عمومی و حقوق خصوصی برقرار گردد.