بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فساد اداری

نویسندگان
doi
چکیده

فساد، پدیده جهانی است و قدمتی به اندازه دولت و انسان دارد. امروزه کشور یا اجتماعی وجود ندارد که مدعی داشتن نظام با سلامت تمام‌عیار اداری و اجتماعی شود. اگرچه سطح فساد اداری و اجتماعی از جامعه‌ای به جامعه دیگر متفاوت است، اما همه نظام‌ها با سطوحی از فساد مواجه هستند. آنچه میزان فساد را از نظامی به نسبت نظام دیگر متمایز می‌نماید، تفاوت در ابتکارات انسانی، نوع نظام و ساخت فرهنگی، نظام‌های ارزشی و اعتقادی، باورهای ملی و تدابیر نهادی کارگزاران انسانی است. در مورد مبارزه با فساد، دو دسته نظریه اساسی توسعه یافته حول اندیشه‌های بدبینان و خوشبینان متمرکز شده است. دسته اول هر گونه اقدام و ابتکاری را برای پایان فساد اداری، تلاش بی‌فایده می‌دانند و گروهی دیگر باور دارند که فساد را می‌توان مانند بیشتر پدیده‌های موجود در اجتماع از طریق خرد دسته جمعی، ابتکارات نهادی، تغییر تدریجی ساختار‌های اقتصادی و فرهنگی و سرمایه اجتماعی و در جریان یک فرآیند کاهش داد. این مقاله ضمن تأکید به دیدگاه دوم، معتقد است که فساد ضمن اینکه ریشه در خود نهاد‌ها دارد، از عوامل اجتماعی و محیط اجتماعی تأثیر می‌پذیرد. نویسنده ضمن تأکید بر اهمیت تأثیرگذار فرهنگ و اجتماع و به ویژه سرمایه‌های اجتماعی در توسعه فساد اداری، معتقد است با ابتکارات فرهنگی و فناورانه می‌توان فساد را کنترل نمود