تطور مفهوم «وکالت سیاسی» و انتقال از حاکمیت قدسی به اقتدار عرفی در عصر زندیه: یک تحلیل حقوقی-سیاسی
نویسندگان
1 استادیار تاریخ، عضو هیئت علمی گروه تاریخ، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران (نویسنده مسئول)
2 دکترای تاریخ، مدرس مدعو دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.48309/jlps.2026.570202.1560چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل تحول مفهوم «وکالت سیاسی» و گذار از مبانی حاکمیت قدسی به اقتدار عرفی در عصر زندیه انجام شده است. مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه منابع تاریخی و مطالعات معاصر، به واکاوی دگردیسی معنایی لقب «وکیلالرعایا» در گفتمان سیاسی کریمخان زند میپردازد. یافتهها نشان میدهد که تغییر از «وکیلالدوله» به «وکیلالرعایا»، صرفاً یک تغییر زبانی نبوده، بلکه نشانگر انتقال منبع مشروعیت از امر قدسی (نیابت الهی و تبار شاهی) به زمینۀ عرفی مبتنی بر کارآمدی، تأمین امنیت، عدالت و خدمتگزاری به مردم بوده است. این گذار با تفکیک نسبی حوزه سیاست از نهاد دین و تأکید بر مصلحت عمومی همراه بود. با این حال، الگوی وکالت سیاسی به دلیل وابستگی به شخص کریمخان، فقدان نهادینهسازی، و تناقض با ساختارهای قبیلهای، نتوانست پس از وی تداوم یابد. نتیجه آن که عصر زندیه به مثابه تجربهای پیشاتئوریک و نقطه عطفی در تاریخ اندیشه سیاسی ایران، نخستین جرقههای گذار به مشروعیت عرفی را نمایان ساخت