تحلیل اسلوبهای طنز در قصیده رستمنامه بهار
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
2 دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jpl.2026.403013.2344چکیده
قصیدة «رستمنامه» سرودة ملکالشعرای بهار، نمونهای شاخص از تلفیق حماسه و طنز در شعر فارسی معاصر است که با بهرهگیری از شیوههای طنزآفرینی، نقدی اجتماعی - سیاسی به وضعیت ایران در دوران پهلوی ارائه میدهد. بهار با آوردن رستم، پهلوان اساطیری شاهنامه به دل جامعه معاصر، به شکلی طنزآمیز و تمثیلی، فروپاشی ارزشها و فساد نخبگان و بحران هویت فرهنگی ایران را بازتاب میدهد. این پژوهش بر پایه روش توصیفی - تحلیلی است که با مبنا قراردادن الگوی طنز آفرین قهرمان شیری (۱۴۰۳)، به تحلیل اسلوبهای طنز میپردازد و نشان میدهد که چگونه عوامل بنیادین طنز در ساختار روایت و تصویرپردازیهای شاعرانة بهار حضور پررنگ دارند. یافتههای پژوهش چگونگی اسلوبهای بهکاررفته در شعر بهار را بررسی میکند و نشان میدهد بهار چگونه توانسته اثری در ژانر «حماسة مضحک» خلق کند. بهار با شبیهسازی رستم به شخصیتهای متزلزل امروزین و جایدادن او در موقعیتهای گوناگون و حالتهای مختلف که نامتناسب با رستمِ موجود در ذهن شاهنامه است، طنزی سیاسی آفریده است. این قصیده بیانگر آن است که چگونه شاعر میتواند از عناصر اسطورهای و گذشته فرهنگی خود برای انتقاد غیرمستقیم و مؤثر از بحرانهای موجود بهره ببرد. روش کار بهار را در اشعار شاعرانی مثل حافظ و عبید زاکانی هم میبینیم.