شکل‌گیری طنز تقابلی در تعاملات فرودستان و فرادستان؛ تحلیل شناختیِ حکایت‌های لطایف‌الطوایف

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22059/jpl.2026.408979.2363
چکیده

در نظام‌های سلسله‌مراتبی قدرت، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های ارتباطی، حفظ تناسب و تعادل میان جایگاه گوینده و مخاطب است؛ هرگونه عدول از این تناسب، به‌ویژه از سوی فرودستان، می‌تواند به تنش و حتی مجازات بینجامد. پژوهش حاضر با رویکردی شناختی به واکاوی طنز تقابلی در لطایف‌الطوایف فخرالدین علی صفی می‌پردازد و تلاش دارد با تکیه بر نظریه وارونگی شکل‌-‌زمینه در زبان‌شناسی شناختی، سازوکارهای زبانی و مفهومی براندازی گفتمان سلطه را در کنش‌های زبانی فرودستان تحلیل کند. طنز تقابلی به مثابه کنشی گفتمانی در بستر تعاملات نابرابر، از طریق بازتعریف معنا، به کنشگر فرودست امکان می‌دهد تا موقعیتی تهدیدآمیز را به سود خود وارونه سازد و تفوق زبانی موقتی اما معناداری به دست آورد. تحلیل سی حکایت منتخب در این اثر نشان داد که گویندگان فرودست از سه نوع تناظر زبانی- ساختاری، چندمعنایی و استعاری- برای برهم‌زدن چارچوب ادراکی سلطه بهره می‌برند. تحلیل کیفی حکایات نشان می‌دهد که وارونگی شکل‌ـ‌زمینه، به‌مثابه سازوکاری بنیادین، به گوینده اجازه می‌دهد عناصر پنهان یا حاشیه‌ای گفتار آغازگر را به مرکز معنا منتقل کرده و از دل آن‌ها سازه‌ای جدید، خلاق و گاه تحقیرآمیز برای پاسخ بسازد. این راهبرد، نه‌تنها نقش مهمی در ایجاد خنده و غافلگیری دارد، بلکه ابزاری انتقادی برای تضعیف ساختارهای قدرت مستقر در متن و فراتر از آن محسوب می‌شود و در عین حال از این راهکار بویژه تناظر در سطح چندمعنایی در جهت سانسور و عبور از غضب نظام قدرت بهره‌مند گردد.