اسطورهکاوی آب در زبان عرفان بر پایة پنج متن عرفانی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی دانشگاه کاشان
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، اصفهان، کاشان، ایران.
doi
10.22059/jpl.2026.407190.2355چکیده
اسطورهکاوی از نظریههای مطرح در اسطورهشناسی است که امکان کاربرد برای نقد اسطورهای را دارد. اسطورهکاوی از سوی دنی دو روژمون با رویکرد اسطورهکاوی فرهنگی متنمحور و اسطورهکاوی فرهنگی مؤلفمحور مطرح شد و از سوی ژیلبر دوران، به اسطورهکاوی اجتماعی تمایل پیدا کرد. در رویکرد اخیر، پس از یافتن ردپای یک اسطوره در متن مورد تحقیق، روایت اسطورهای آن را بازمییابند و به تحلیل مضمونی آن روایت و سپس تحلیل مضمونی کاربردهای آن اسطوره در متن مورد تحقیق و سرانجام تحلیل اجتماعی تفاوتهای کاربرد آن در این دو میپردازند تا چند و چون بازتولید هویت فرهنگی را نشان دهند. مقالة حاضر بر اساس روش ژیلبر دوران به اسطورهکاوی آب در متون عرفانی اسرارالتوحید، تمهیدات، تذکرهالاولیا، عوارفالمعارف و مرصادالعباد پرداخته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی سرانجام نتیجه گرفته است که اسطورة آب در میان اسطورههای ایرانی و غیرایرانی، با مضامینی مانند تقدس، حیاتبخشی، تطهیر، نماد بودن برای آگاهی، دخترانگی و زیبایی، بارورکنندگی، مبارزه با خشکسالی، درمانگری و جاودانگی، میرانندگی و عنصر فرودین آمده است. با این حال در پنج متن عرفانی مورد تحقیق، کارکردهای متعالیتری مانند تقدس الهی، حیاتبخشی بنیادین، تطهیر درون، نماد بودن برای فراآگاهی، مغلوبیت نزد عارف، مدیوم بودن برای عارف، میرانندگی و تغییر خاصیت، یافته است، تا جایی که همه به قابلیتهای ماورای طبیعی آب از دید عارف و قابلیتهای ماورای طبیعی عارف در برخورد با آب بازمیگردند و همین تفاوتها اسطورة آب را نزد عارفان، به الهیات آب بدل ساخته است.