شگردهای بلاغی اقناع مخاطب در منشآت فرهادمیرزا
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
2 علامه طباطبائی
doi
10.22059/jpl.2025.396406.2314چکیده
زبان یکی از ابزارهای برقراری ارتباط میان انسانهاست که به شیوههای گوناگونی ازجمله آثار مکتوب و شفاهی بیان میگردد. اقناع مخاطب ازطریق زبان تلاشی است که نویسنده با فرستادن پیغام و استفاده از شیوههای بلاغی تاثیرگذار انجام میدهد. نویسندگان در متون ادبی و تاریخی مختلفی با بهرهگیری از ابزارهای مختلفی مانند اشعار و احادیث، موسیقی کلام، هشدار و اندرز، تعظیم و اکرام و اغراق بستهبه بافت متن سعی در اقناع مخاطب خود دارند. فرهادمیرزا معتمدالدوله در دوران پادشاهی ناصرالدینشاه قاجار از جمله ادیبان و صاحبمنصبانی است که در عمدۀ آثار خود از جمله نامههایش به بزرگان و اشخاص برجستۀ معاصر از ابزارهای بلاغی متعددی برای تأثیر بر مخاطبان خود استفاده کرده است. منشآت او شامل 47 نامۀ تاریخی و ادبی به سبک فنی و گاهی ساده است که دارای مضامین متعددی چون بازنمایی وقایع و رخدادها، گزارش اداری ایالات، گله و شکایت و خواسته و طلب است. نویسنده در این نامهها بر اساس بافت نامه و نوع مخاطب، مقام و میزان قدرت او از مؤلفههای بلاغی متفاوتی استفاده کرده است. در این پژوهش، 47 نامه با روش کیفی و کمی بررسی شده است. ازجمله نتایج این پژوهش این است که کاربرد شگرد «تضمین به اشعار و متون مقدس» با بیشترین بسامد در تمام بافت نامهها، بهویژه در نامههای سیاسی و خطاب به بزرگان، نشان از تلاش نویسنده برای تولید اقتدار بلاغی از طریق بینامتنیت دارد. همچنین، بسامد بالای اندرزها و هشدارهای ثانویه در نامههای سیاسی، حاکی از راهبردهای غیرمستقیم اقناع در بستر قدرت است. د