شطحات عرفانی و شیوه‌های خوانش

نویسندگان

1 دانشگاه شیراز

doi
10.22059/jpl.2026.403555.2341
چکیده

پژوهش حاضر به واکاوی شطحات روزبهان بقلی شیرازی در پرتو نظریه‌های مدرن تفسیر و رمزگشایی می‌پردازد. مسألۀ اصلی آن است که چگونه می‌توان لایه‌های معنایی و تجارب حدّیِ عرفانی را، که در سنت صوفیانه با زبان متناقض و استعاری بیان شده‌اند، در دستگاه‌های نظری معاصر بازخوانی کرد؟ بر این مبنا، سه‌ضلع بنیادین عرفان اسلامی ـ حق، نفس و عالم هستی ـ به‌منزلۀ یک دستگاه مرابطه‌ای مثلثی در نظر گرفته می‌شود که از دل آن، گونه‌های متفاوت از مناسبات و تجلیات پدید می‌آید. این گونه‌ها به‌مثابۀ گره‌گاه‌های تفسیری، هر یک با ابزار یک نظریۀ مدرن رمزگشایی می‌شوند: هرمنوتیک ظن و معنای ریکور، لذت متن بارت، پدیدارشناسی امر قدسی الیاده، روان‌کاوی لکان، روان‌شناسی دین ویلیام جیمز و واسازی دریدا. روش کار بر آن است که شطح، صرفاً متن ادبی نیست، بلکه شهادتی از تجربه‌ای حدّی تلقی شود؛ تجربه‌ای که با خصایصی چون انفعال، پارادوکس و گسست از منطق عادی زبان همراه است. بنابراین، هرمنوتیک مدرن به‌عنوان گام‌های تفسیری، امکان می‌دهد تا از سطح نمادین به لایه‌های ژرف روانی، وجودی و گفتمانی عبور کنیم. حاصل این رهیافت، ترسیم الگویی میان‌رشته‌ای است که عرفان را با فلسفه، روان‌کاوی و مطالعات زبان‌شناختی معاصر در گفت‌وگویی زایا قرار می‌دهد که به‌جای قرائت صرفاً تاریخی یا ادبی، شطحات را در چشم‌انداز یک نظام رمزگشایی تطبیقی بازسازی می‌کند که به‌واسطۀ آن، امکان فهم تازه‌ای از تجربۀ عرفانی به‌مثابۀ ساختاری میان‌ذهنی، چندلایه و هم‌زمان قدسی و روان‌شناختی فراهم می‌شود.