بررسی و تحلیل داستان داستان«روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور با توجه به نظریۀ بینامتنیت
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور تهران-ایران.
2 استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22059/jpl.2026.403243.2340چکیده
بینامتنیت از مهمترین رویکردها و نظریههای ادبی است که محققان از آن برای خوانش و تبیین آثار هنری مختلف بهره بردهاند. با آنکه چندین دهه از عمر این نظریه میگذرد، همچنان نزد محققان علوم انسانی معتبر است و کاربرد دارد. امروزه به سبب گسترش اینترنت و در دسترس بودن فضای مجازی، اهمیت بینامتنیت بیش از پیش آشکار گشته است. در داستان «روی ماه خداوند را ببوس» اثر مصطفی مستور نیز مولفههای بینامتنی گوناگونی میتوان تشخیص داد. با توجه به موارد بالا، مقالۀ حاضر بینامتنیت را در داستان روی ماه بررسی کرده است. برای بررسی این موضوع، مقاله به دو قسمت کلی تقسیم میشود: 1) در قسمت مقدمه، که شامل مباحث نظری تحقیق است، مسائلی مانند تعریف، انواع و برخی آثار مهم در زمینۀ بینامتنیت بررسی شده است. 2) قسمت دوم مقاله به بررسی و پیادهسازی هفت نوع بینامتنیت، همچون بینامتنیت تولید و دریافت، صریح و غیرصریح و...که قابل انطباق بر داستان روی ماهاند، پرداخته است. مقالۀ حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی نوشته شده است، در پایان نتیجه میگیرد که نظریۀ بینامتنیت، میتواند دستمایهای معتبر برای تحلیل و خوانش داستان روی ماه باشد، زیرا با خوانش بینامتنی، دلالتها، معانی و روابطی از این داستان آشکار میشود، که با خوانشهای دیگر ممکن نیست.