چه باشد آنچه خوانندش اُنتولوژی: تلاشی برای معادلگزینیِ یک مفهوم
نویسندگان
1 سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، تهران، ایران
doi
10.22034/jipm.2023.704395چکیده
برای اصطلاح «اُنتولوژی» مأخوذ از فلسفه، معادلهای مختلفی در متون غیرفلسفی (هوش مصنوعی، علوم اطلاعات، وب معنایی و جز آن) انتخاب شده است. گذشته از انتخاب شکل آوانگاریشدۀ این اصطلاح، نگاهی به معادلها نمایانگر آشفتگی واژگانی برای هر دو بخش آن («هستی» و هستان» در قسمت نخست، و «شناسی»، «نگاری» و «نگاشت» در قسمت دوم) است. هدف پژوهش حاضر بررسی وضعیت موجود این آشفتگی، چرایی انتخاب معادلهای مختلف، و سرانجام، رسیدن به معادلی مناسب، دقیق و مستند است. برای تعیین وضعیت و نیز درستی معادلهای اُنتولوژی از روش سندی-کتابخانهای به شیوۀ کمّی و کیفی استفاده شد. در این راستا دو نوع متن کاویده شد: 1) متون غیرفلسفی فارسی تألیفی یا ترجمهای با موضوع اُنتولوژی در حوزههایی چون هوش مصنوعی، علوم اطلاعات، وب معنایی و 2) متون فلسفی دربردارندۀ آرای «مارتین هایدگر» دربارۀ هستی.با بررسی 112 متن فارسی غیرفلسفی، نتیجۀ قابل انتظارِ اختصاص بیش از نیمی از معادلها به «هستیشناسی» بهدست آمد که ترجمۀ دقیق «اُنتولوژی» است، اما سیر نزولی انتخاب این معادل و تمایل بیشتر نگارندگان به استفاده از «هستانشناسی» و «هستاننگاری» در سالهای اخیر، نشانگر درک تفاوت معنای این مفهوم در دو حوزۀ فلسفی و غیرفلسفی است؛ اما اغلبِ نگارندگان متون فارسی، از اشارۀ کوتاهی به این مضمون که «هستیشناسی» از فلسفه آمده، فراتر نرفته و انگشتشمار، سببِ انتخاب معادل را بیان کردهاند. در مورد قسمت دوم اصطلاح، دلایل «حرّی»، «فدایی» و «لینچ» تردیدی در پذیرش «نگاری» و ترجیح آن بر «شناسی» باقی نمیگذارد. اما دربارۀ قسمت اول اصطلاح، با توجه به تأکید «هایدگر» بر تفاوت «هستی یا وجود» در فلسفه با «هستنده یا موجود» در علم، همچنین، کاربرد همزمان «هستان» و «هستی» با معنای متفاوت در ابیات برخی شاعران و نیز استفادة قابل توجه از «هستان» در کنار کاربرد بسیار «هستی» در متون فارسی غیرفلسفی، شاید بتوان «هستان» را به «هستی» ترجیح داد و «هستاننگاری» را برای متون غیرفلسفی پیشنهاد کرد.نقد «هایدگر» به مقولهبندی «ارسطو» برای یکپارچهسازی همة حالتهای ممکن «هستی»، دقّت بیشتری را در بهرهگیری و استناد به نظریۀ «ارسطو» در نوشتههای غیرفلسفی میطلبد.نگارنده با وجود دلایل پیشگفته و حتی وجود منابع چشمگیر در زمینۀ مطالعات علم و فناوری و «چرخش به هستیشناسی»، سؤالی را مطرح میکند: آیا اساساً این اصطلاح برای آنچه در رشتههای غیرفلسفی انجام میشود، مناسب است؟ آیا نمیتوانستیم بدون وامگیری از فلسفه اصطلاح مستقلی برگزینیم؟ پاسخِ به این سؤال، پژوهشی مستقل را در منابع مرتبط انگلیسی و فارسی و بهویژه زبانشناسی و نیز متون نثر و نظم فارسی میطلبد.