تحلیل تحولات وقف‌های غیرمنقول در دوره قاجاریه، مورد مطالعه: آستان ‌قدس ‌رضوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

doi
10.30481/lis.2023.418682.2099
چکیده

هدف: این مقاله می‌کوشد تحولات کنش وقفی را ضمن ارائه توصیف روشنی از سیمای وقف آستان در قاجاریه، شناسایی نقاط اوج موقوفات و مؤلفه‌های تأثیرگذار مورد تحلیل قرار دهد.روش‌شناسی/رویکرد: این مقاله از تاریخ اجتماعی و برخی رویکردهای نظری، روش تاریخی توصیفی- تحلیلی و مصاحبه بهره گرفته‌ است.یافته: میانگین سالانه وقف‌های غیرمنقول در قاجار حدود یک و نیم است. میانگین سالانه در زمان‌هایی که یک نفر متولی و والی بوده 3/88 درحالی که برای سال‌هایی که فقط متولی بوده 1/31 بوده ‌است. طی بیست و پنج سال همراستا با 27درصد کل اقدامات متولیان حدود نیمی از موقوفات، رقم خورده‌ است. ضمن آن که شخصیت شش نفر از متولیان مثبت، دو نفر متوسط و دو نفر هم ضعیف ارزیابی شد. در مقایسه با دو دهه‌ افول وقف که اقدامات متولیان 15درصد کل اقدامات، شخصیت چهار متولی مثبت و چهار نفر ضعیف ارزیابی گردید. 84 درصد سال‌های دوره ناصری از ثبات برخوردار بوده، بالاترین میزان وقف با میانگین سالانه 2/7 درصد مربوط به این دوره است.نتیجه‌گیری: برخورداری از منزلت اجتماعی واقف، مثبت ارزیابی‌شدن، اقدام شاه که منجر به اعتماد مذهبی می‌گردید، ثبات اجتماعی و نظم تشکیلاتی آستان، جایگاه اجتماعی و عملکرد‌ متولیان که برخوردار از بازتاب اجتماعی بوده و توانایی کسب اعتماد را داشته ‌باشد، بر تحولات وقف  تأثیر مثبت داشته‌ است. به عبارتی چنانچه والی یا متولی از شخصیت قابل اطمینان، مقتدر و دارای وجهه اجتماعی بالایی برخوردار بوده، ضمن دارا بودن سابقه اجرایی، اثربخشی بیشتری در جذب و حفظ موقوفات داشت. با این حال بی‌ثباتی مانعی دائم برای وقف ایجاد نمی‌کرد، بلکه از پراکندگی آن بیشتر کاسته ‌است.