اصول و مبانی انسان‌شناختی اکهارت در امکان خداگونگی انسان

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای گروه فلسفه و خکمت اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین

2 دانشیار فلسفه و حکمت معاصر دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین

3 دانشیار فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) قزوین

doi
10.30465/srs.2019.4176
چکیده

با­توجه به آن­که الهیات اکهارت را الهیات سلبی دانسته­اند که بر ناشناختنی بودن خداوند و تعالی وجودی او از ممکنات تأکید می­کند، مسأله خداگونگی انسان از منظر اکهارت امری ناممکن و ناشدنی به نظر می­رسد. لذا این سوال مطرح می­شود که چگونه اکهارت به خداگونگی انسان معتقد است؟ مبانی و اصول وی در این مسأله چیست؟ خداگونگی انسان از منظر اکهارت بر اصول و مبانی انسان­شناختی وی استوار است. این پژوهش به تحقیق درباره چهار مولفه انسان­شناختی که اکهارت در این مسأله از آن­ها بهره­برده­است می­پردازد. این چهار مولفه عبارتند از: تولّد الهی در روح، قوۀ عقل، مشابهت و همانندی ذات خدا و ذات نفس و مقام لایقفی انسان. اکهارت بر­اساس این اصول و مبانی، بر این باور است که انسان دارای ظرفیت و توانی است که می­تواند به بالاترین مرتبه ممکن ارتقا­یافته و خداگونه شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با استناد به آثار اکهارت، می­کوشیم تا اصول و مبانی انسان­شناختی وی را در امکان خداگونگی انسان روشن سازیم.

کلیدواژه‌ها