مطالعه‌ی رفتار اطلاع‌جویی کاربران از طریق ثبت امواج مغزی با کمک الکتروآنسفالوگرافی: یک مرور نظام‌مند

نویسندگان

1 گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 گروه علوم اعصاب، دانشکده علوم و فناوری‌های نوین پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شیراز، شیراز، ایران

3 گروه علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

4 گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

5 گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.35050/JIPM010.2022.038
چکیده

مطالعه­‌ی رفتارکاربر بر اساس رویدادهایی که در مغز انسان و در مراحل مختلف رفتار اطلاع‌­جویی رخ می‌­دهد؛ علی­رغم نوپایی روش‌­شناختی، مورد استقبال پژوهشگران حوزه‌­ی اطلاعات واقع شده است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با روش مرور نظام‌­مند، وضعیت پژوهش­‌های انجام گرفته در عرصه­‌ی رفتار اطلاع­‌جویی از طریق مطالعه­‌ی امواج مغزی بررسی شود و با شناسایی خلاء­های پژوهشی، پیشنهادهایی برای پژوهش‌­های پیش­رو ارائه گردد. در این راستا، از ساختار مرور نظام‌­مند کیتچنهام و چارترز (Kitchenham & Charters 2007) استفاده شده است. با اجرای جستجو در پایگاه‌­های اطلاعاتی علمی به زبان انگلیسی و فارسی، در نهایت 22 منبع انگلیسی و یک منبع فارسی در بازه­ی زمانی سال‌­های 2007 تا 2020 یافت شد. در بررسی متون، برخی از مفاهیمی که فصل مشترک پژوهش‌­ها بودند، گروه­‌بندی شده و مبنای دسته­‌بندی موضوعی قرارگرفتند. با مرور پژوهش‌­ها، مشخص شد که بررسی «وضعیت ذهنی کاربر» (10 پژوهش) و «فعالیت امواج مغزی در مراحل مختلف رفتار اطلاع­‌جویی» (12 پژوهش)، رویکردهای غالب موضوعی می­‌باشند. دو مؤلفه­ی «بار شناختی» و «سبک شناختی» به عنوان عوامل تاثیرگذار بر وضعیت کاربر شناسایی شدند. «نوع رسانه‌­ی جستجو»، «قالب نمایش اطلاعات» و «شیوه­ی خواندن متن» به عنوان سه عامل تاثیرگذار بر ایجاد بار شناختی در هنگام جستجو و پردازش اطلاعات تعیین شدند. ازآنجایی­که روش مورد بررسی در این پژوهش، امواج مغزی بود؛ با مطالعه­‌ی پژوهش‌­ها مشخص شد که به دلیل اهمیت حرکات چشم در زمان خواندن، و نقش جدایی ناپذیر آن در فرآیند جستجوی اطلاعات، داده­‌های چشمی نیز دارای اهمیت می­‌باشند. تحلیل امواج مغزی و اتساع مردمک چشم، از مهم­ترین سنجه­‌های مورد استفاده در مطالعه­‌ی وضعیت کاربر هنگام جستجو، و «امواج آلفا و تتا» به عنوان شاخص اندازه‌­گیری سطح بار شناختی در فرآیند اطلاع جویی شناخته شدند. همچنین، داده­‌های حاصل از حرکات چشم در هنگام رفتارهای جستجو، و به موازات آن میزان دشواری تکالیف که کاربر در حین جستجو احساس می­کند؛ با سبک شناختی کاربران دارای همبستگی بود و درنتیجه‌­ی آن، مشخص شد که انواع مختلفی از رفتارهای اطلاع­‌جویی قابل طبقه‌­بندی و شناسایی است. مراحلی که فعالیت مغزی کاربران در فرآیند اطلاع­‌جویی مورد مطالعه قرار گرفته اند؛ به ترتیب عبارت بودند از «کاوش و فرمول­بندی پرسش»، «فرمول­بندی دوباره پرسش و انتخاب آن»، «تصمیم‌­گیری و قضاوت درباره‌­ی ربط». نتایج پژوهش­‌ها نشان از تفاوت فعالیت نواحی مختلف مغزی، تغییر سطح اتساع مردمک چشم و تغییر در بسامد «امواج آلفا و بتا» در این سه مرحله از جستجو داشت. پیشنهادهای مطرح برای پژوهش‌­های آتی با کمک مطالعه­ی امواج مغزی و دستگاه الکتروآنسفالوگرافی، عبارت بودند از: بررسی رابطه همبستگی میان سبک شناختی با ویژگی­‌های مربوط به تکلیف و دانش زمینه­‌ای در فرآیند رفتار اطلاع جویی، توسعه­ی سامانه­‌های شخصی‌­سازی بازیابی اطلاعات با همکاری بیشتر میان متخصصان حوزه اطلاعات و علوم اعصاب، پژوهش در احساسات، خشم و خستگی هنگام رفتار اطلاع­جویی با رویکرد مطالعه­ی مغزی، استفاده از روش­‌های اقتصادی و ابزارهای قابل حمل برای کاهش هزینه­های پژوهشی، ایجاد زیرساخت‌هایی با هدف افزایش تعداد جامعه­ی آماری، و طراحی تکالیف استاندارد در زمینه­‌ی پژوهش‌­های مغزی. از خلاءهای پژوهشی مطرح شده، می­‌توان به نیاز به پژوهش بیشتر برای درک مفاهیم پیچیده­ای مانند ربط از طریق تحلیل امواج مغزی در فرآیند اطلاع­‌جویی، و مطالعه‌­ی احساسات کاربر با رویکردهای تلفیقی اشاره نمود.