گالشی یا گُداری؟ یک مطالعۀ موردی

نویسندگان

1 گروه زبان‌شناسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22099/jill.2023.7094
چکیده

کنارة باریک بین کرانة جنوبی دریای خزر و دامنة شمالی البرز گویش‌های گوناگونی موسوم به کاسپی را در خود جای داده است. در اندک مطالعات پراکنده در این حوزه، گالشی و گوداری زبان‌گونه‌هایی همگون و زیرشاخة گروه‌های زبانی مازندرانی یا گیلکی فرض شده‌اند. هدف این پیمایش سنجش درستی این پیش‌فرض است زیرا که چندان مورد کنجکاوی پژوهندگان قرار نگرفته است. روش تحقیق میدانی است. مواد زبانی مورد تحلیل به روش مصاحبة هدایت‌شده در بیست نقطة شهرستان بهشهر در استان مازندران گردآوری و به روش‌های آماری پردازش شدند. سپس یافته‌ها مورد تحلیل و بررسی مقابله‌ای قرار گرفت. میانگین سنی گویشوران 36 سال، میانگین سواد آن‌ها آموزش ابتدایی و 38% آن‌ها زن بودند. یافته‌های پژوهش نشان می دهد که بسیاری از واژه‌ها و ساخت‌های دستوری گالشی در بهشهر از زبان مازندرانی اقتباس شده است. وانگهی فرآیندهای آوایی همانند ابدال و کوتاه‌شدگی، نیز تکثّر وام‌واژه‌های فارسی و عربی، آن‌ها را از دیگر گروه‌های گویشی مازندرانی متمایز می‌سازد. گونه‌های گالشی در نقاط مختلف جغرافیایی، علی‌رغم فاصلة نزدیک، ناهمگون هستند. از یافته‌های پژوهش کنونی و بررسی مقابله‌ای آن با نتایج گزارش‌های پیشین می‌توان دریافت که گالشی و گوداری زبان‌های خودایستایی نیستند بلکه به زبان منطقه‌ای به عنوان زبان پایه متکی هستند. گالش‌ها و گودارها تغییراتی در زبان پایه ایجاد می‌کردند و اصطلاحاتی را در میان خود به کار می‌بردند که منجر به تشکیل گونه‌ای زبان صنفی گشت. بر خلاف فرضیات پیشین، گالشی و گوداری گونه‌های زبانی همگونی نیستند و هر یک بر پایة شغل، خرده‌فرهنگ، و زبان پایة هر منطقه با شگردهای زبانی متفاوتی گسترش پیدا کرده است.