بررسی میزان مطابقت بناهای خاکپناه میمند با اقلیم آن از لحاظ آسایش حرارتی
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
2 گروه مهندسی عمران، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران
3 استادیار دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشکده معماری و شهرسازی
doi
چکیده
اقلیم را میتوان یکی از مهمترین موضوعات مرتبط با معماری دانست که اطلاعات آن قبل از طراحی میتواند در جهت ایجاد آسایش حرارتی کمک شایانی کند. از تبعات عدم توجه به اقلیم در معماری، بناهای نامناسب از لحاظ تامین آسایش حرارتی میباشد که میبایستی در آن از سوخت فسیلی استفاده شود. همچنین عدم ایستگاههای همدید و هواسنجی جهت شناخت اقلیم یک منطقه خاص از دیگر مسائلی است که نمیتوان میزان تطابق معماری با اقلیم مورد نظر را بطور دقیق بررسی نمود. در پژوهش حاضر ساخت و شناخت اقلیم یک منطقه از طریق نرمافزار و میزان همسازی معماری و اقلیم آن، دغدغه پژوهش میباشد. بنابراین بررسی میزان انطباق بناهای خاکپناه میمند از اقلیم خود مساله اصلی مقاله تلقی گردید. همچنین شناسایی تاثیرگذارترین متغیرهای اقلیمی بر شکلگیری بناهای روستای میمند از لحاظ آسایش حرارتی به عنوان هدف اصلی پژوهش انتخاب شد. برای تحقق هدف، از روش تحقیق پژوهش موردی بر پایه اندازهگیریهای میدانی کمک گرفته شد و از نرمافزار تخصصی به عنوان روش جمعآوری اطلاعات استفاده گردید. همچنین از نمودارهای حاصله از نرمافزار به عنوان ابزار تجزیه و تحلیل دادهها استفاده گردید. لازم به ذکر است که روستای میمند به عنوان نمونه موردی انتخاب شد و مطالعات میدانی در روزهای 11، 12 و 13 مرداد سال 1398 انجام گرفت. متغیرهای درجهحرارت و رطوبت نسبی توسط دستگاه ثبت داده حصول یافت و سپس اقلیم روستای میمند در طی دوره آماری 1991-2019 در نرمافزار متانورم ساخته شد. سپس خروجی آن و بطور خاص اطلاعات درجه حرارت و رطوبت نسبی با دادههای کلی ایستگاه همدید شهر بابک و همچنین خروجی دستگاه ثبت داده جهت صحتسنجی مقایسه و کنترل شد. پس از صحتسنجی اطلاعات نرمافزار متانورم، فایل EPW اقلیم روستای میمند وارد نرمافزار کلایمیتکانسولتنت گردید. نتایج نشان داد که بیشترین متغیر تاثیرگذار اقلیمی بر شکلگیری بناهای خاکپناه میمند، مولفه درجه حرارت میباشد و حداکثر تطابق معماری روستای میمند با اقلیم آن از نظر آسایش حرارتی در بخشهای شکل پلان و تناسبات، شاکله بنا، مصالح و جرم حرارتی، نسبت بازشو به دیوار، ضخامت جدارهها و سایهبانهای قابیشکل بود. کمترین میزان توجه در جهتگیری بناها نسبت به تابش خورشید بود که احتمالا به دلایل بافت طبیعی روستا شکل گرفته است. همچنین بناهایی که بطور همزمان دارای جهتگیری جنوبی و یا جنوب شرقی نسبت به تابش خورشید، قرارگیری در تراز ارتفاعی میانی توپوگرافی، شاکله مربعی پلان و عمق حداکثری نفوذ بنا در خاک بودند، به عنوان همسازترین بناها با اقلیم از نظر آسایش حرارتی انتخاب شدند. به عنوان یک نتیجهگیری کلی میتوان اذعان نمود که بناهای خاکپناه روستای میمند از جنبههای متعددی با اقلیم خود مطابقت دارد که نتیجه آن آسایش حرارتی در دورههای زمانی سال میباشد و در نهایت راهکارهای معماری همساز با اقلیم آن میتواند الگویی برای معماری معاصر دیگر مناطق مشابه اقلیم میمند باشد.