شناسایی مؤلفههای مدیریت دانش در استارتآپهای رشته علم اطلاعات و دانششناسی و ارائه مدل
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 دانشگاه پیام نور تهران، ایران
3 دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.35050/JIPM010.2022.707چکیده
امروزه، موفقیت حال و آینده در رقابت بین سازمانها تا حدودی مبتنی بر تخصص راهبردی منابع فیزیکی و مالی و تا حد زیادی مبتنی بر مدیریت راهبردی دانش و داراییهای دانشی است. ظهور شرکتها و سازمانهایی که شالوده اصلی آنها مبتنی بر دانش و استفاده از ایدهها، خلاقیتها و نوآوریهاست، از واقعیتهای دنیای کسبوکار الهام میگیرد. هدف کلی این پژوهش شناسایی مؤلفههای مؤثر بر مدیریت دانش در استارتآپهای شاخه علم اطلاعات و دانششناسی و ارائه مدلی در این خصوص است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش در زمره تحقیقات آمیخته اکتشافی است. پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب) و کمّی (دلفی و تحلیل عاملی اکتشافی) صورت گرفت. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل مقالههای فارسی و لاتین مرتبط با مدیریت دانش در استارتآپهاست که با توجه به معیارهای ورود در روش فراترکیب انتخاب شدند. برای دستیابی به اجماع در خصوص مؤلفههای مستخرج از فراترکیب، از روش «دلفی» و نظرسنجی از ۳۰ نفر از اعضای هیئت علمی این رشته استفاده شد. بخش کمی نیز شامل ۳۲۳ نمونه از شرکتهای مرتبط با استارتآپ در زمینه علم اطلاعات و دانششناسی است که با روش طبقهای تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه است که پایایی آن از طریق آلفای «کرونباخ» برای کل پرسشنامه برابر ۰/۸۱۱ تأیید شد. برای تجزیهو تحلیل دادهها از تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرمافزارهای آماری «اسپیاساس» استفاده شد. بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی ۱۲۸ گویه پرسشنامه در ۹ مؤلفه اصلی و ۵۵ مؤلفه فرعی طبقهبندی شده است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان میدهد که ۹ مؤلفه کاربست دانش (۲۳/۸۷۵)، تسهیم دانش (۱۱/۲۶۱)، خلق دانش (۸/۸۰۵)، سازماندهی دانش (۴/۴۲۶)، شناسایی دانش (۲/۸۲۰)، ارائه دانش (۲/۶۸۴)، توسعه دانش (۲/۳۴۲) تغییر دانش (۲/۰۴۷) و حفاظت دانش (۱/۸۷۶) بر مدیریت دانش در استارتآپهای علم اطلاعات و دانششناسی مؤثر هستند. بر این اساس «کاربست دانش» دارای بیشترین واریانس و «حفاظت دانش» از کمترین واریانس برخوردار است. با توجه به مطالعات محدود که در زمینه استارتآپهای علم اطلاعات و دانششناسی در داخل کشور صورت گرفته، نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مدلی برای پیادهسازی مدیریت دانش در تبیین و شناخت عوامل مؤثر بر استارتآپهای شاخه علم اطلاعات و دانششناسی یاری کرده و زمینه را برای رشد و توسعه هرچه بیشتر اینگونه استارتآپها فراهم آورد.