اثرات متقابل کلان‌ساختارهای اجتماعی در پدیدۀ سرقت علمی (مطالعۀ موردی: ایران)

نویسندگان

1 دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی، گروه علم اطلاعات و دانش‎شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.52547/jipm.37.2.411
چکیده

در پژوهش حاضر، بررسی شده که عوامل اجتماعی وقوع پدیدۀ سرقت علمی با چه نظمی رخ می‎دهند و به چه شیوۀ معتبری می‌توان آن را توضیح داد. برای این کار از روش مدل‎یابی معادلات ساختاری استفاده شده است. سه مدل مفهومی مستند (مدل ساختاری، مدل پارادایمی، و مدل سیستمی) ترسیم شده که هفت سازۀ مشترک دارند. داده‌ها با پرسشنامۀ اعتباریابی‌شده‌ای که با استفاده از این هفت‌ سازه ساخته شده، از ۵۴۰ نفر دانشجوی ارشد و دکتری ۳۶ دانشگاه جامع کشور که با نمونه‌گیری خوشه‎ای و سپس سیستماتیک انتخاب شده بودند، گردآوری گردید و داده‌ها با نرم‎افزار «پی‎ال‎اس» نسخۀ ۳-۳-۳ تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدل سیستمی نظم رخداد را بهتر از بقیه نشان می‎دهد و فرض یک رد شد. با توجه به این مدل، نظم وقوع بدین‌ترتیب است که سرمایه‎داری دولتی (اقتصاد رانتی، تخصص‎زدودگی و کالایی‌شدن دانش) و رسوبات فرهنگی (گفتمان‎های سنتی و علم ایدئولوژیک) به‌عنوان ورودی‎های سیستم اجتماعی-تکنیکی دانشگاه، منجر به فرایندهایی چون صورت‎گرایی پژوهشی (پژوهش ماشینی و غلبۀ وجه خطابی) و آموزش غیرانتقادی (نگاه آموزشی به پژوهش) می‌شود، و خروجی آن ورودی‎ها و این فرایندها، بی‎تفاوتی (مبادلۀ فاسد) و دانشگاه دیوان‌سالار (ارزیابی ایستا و ضعف کنترل) است. فرض دو تأیید شد و نشان داده شد که متغیرهای اقتصادی، اثر بیشتری نسبت به بقیۀ متغیرها دارند. فرض سه نیز رد شد و معلوم گردید که عامل «عادت‎وارۀ مَدرَسی» (اشرافیت علمی و تک‌افتادگی» متغیر میانجی مهم‌تری است.