نسبیّت معقولیت علمی در کوهن و کاسیرر

نویسندگان

1 استاد گروه آموزشی فلسفه، دانشکدة ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

2 دانشجوی دکتری، گروه آموزشی فلسفه، دانشکدة ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

doi
چکیده

از زمان چاپ کتابِ جریان سازِ ساختار انقلابات علمی تامس کوهن، رویکردهای تاریخی و جامعه­شناختی به علم به نوعی نسبیّت­باوری در قبال ارزیابی نظریات علمی دامن زده و همچنین موجب اعتقاد به گسست در تاریخ علم شده است. قیاس­­ناپذیری هسته اصلی دعاوی کوهن در این زمینه است. از منظر کوهن مصداق/مرجع مفاهیمِ علمی در نظریات مختلف کاملا متفاوت هستند. از سوی دیگر، هر پارادایم پیش از فرایند صورتبندی مفهومی همچون یک چرخش شناختی حوزه ادراکی را دگرگون می کند. و نهایتا برخلاف نظرگاه رایج فیلسوفان علم رسمی (اثبات­گرایان و ابطال­گرایان) هیچ قاعدة صریحی جهت داوری نظریات وجود ندارد. در مقابل، کاسیرر با تاکید بر وجوه پایدار نظریات به عنوان صورت­هایِ نامتغیرِ انتظام­بخش، نظریات علمی را قیاس­پذیر و تاریخ علم را پیوسته و تکوینی می‌بیند. در این مقاله تلاش می شود پاسخ‌های کاسیرر در مقابل کوهن صورتبندی ‌شود. در پایان مقاله نیز سعی می­کنیم اختلاف آنها را در پرتو نوع تاریخنگاری ایشان شرح دهیم.