بازخوانی فلسفی تجربه دینی در مواجهه با الحاد جدید با تأکید بر آرای جان هیک، ویلیام آلستون و سنت اسلامی
نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور
2 دانشگاه علوم پزشکی ایران
doi
10.82587/pi.2026.1244169چکیده
تجربه دینی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین مباحث فلسفه دین معاصر است. بسیاری از دینداران باورهای خود را نه صرفاً بر پایه استدلالهای نظری، بلکه بر اساس نوعی مواجهه حضوری، درونی و وجودی با خداوند یا امر قدسی استوار میکنند. در مقابل، الحاد جدید اعتبار معرفتی این تجربهها را به چالش کشیده و آنها را به سازوکارهای روانشناختی، عصبشناختی، تکاملی یا اجتماعی فرو میکاهد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که آیا تجربه دینی میتواند منبعی معتبر برای توجیه باور دینی باشد یا باید آن را صرفاً پدیدهای ذهنی و طبیعی دانست. مقاله حاضر با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی، نخست مفهوم و ویژگیهای تجربه دینی را بررسی میکند، سپس دیدگاه جان هیک درباره اعتبار معرفتشناختی تجربه دینی و نظریه ویلیام آلستون درباره تجربه دینی بهمثابه نوعی عمل ادراکی یا باورساز را تحلیل مینماید. در ادامه، نقدهای الحاد جدید، بهویژه تقلیلگرایی علمی، مغالطه منشأ و منفیانگاری کارکرد اجتماعی دین، ارزیابی میشود. همچنین نسبت تجربه دینی با سنت اسلامی از طریق مفاهیمی چون علم حضوری، ذوق، کشف، شهود، تقوا و مجاهدت نفس بررسی میگردد. یافته پژوهش نشان میدهد که تجربه دینی، هرچند نیازمند نقد، پالایش و سنجش عقلانی است، نمیتوان آن را صرفاً به خطای شناختی یا فعالیت عصبی فروکاست؛ بلکه میتواند یکی از منابع معتبر، هرچند نه انحصاری، در توجیه باور دینی باشد.