شناسایی ابعاد و موانع خودتوسعهای شایستگیهای اعضای هیأت علمی برای هدایت پایاننامهها و رسالههای دانشجویی: یک مطالعه اسنادی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی رشته مدیریت و برنامهریزی آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 عضو هیأت علمی رشته برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکترای برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 عضو هیأت علمی رشته برنامهریزی درسی، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
5 عضو هیأت علمی رشته سنجش آموزش، گروه علوم تربیتی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22118/edc.2022.318521.1961چکیده
مقدمه: امروزه توانمندسازی یکی از ابزارهای مدیران در نوآفرینی و تمرکززدایی در سازمانها میباشد. توانمندسازی باور فردی است که بهوسیله آن مهارتها و دانشهای افراد بهبود مییابد و بر طبق آن عمل میکنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و موانع توانمندسازی اعضای هیأت علمی با رویکرد افزایش مهارتهای خود توسعهای پژوهشی برای ارتقای کیفیت پایاننامهها و رسالههای دانشجویان تحصیلات تکمیلی صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی است و به روش مطالعه اسنادی و با استفاده از گامهای هفتگانه سندلوسکی و باروس (2006) انجام شده است. انتخاب نمونه با استفاده از ملاکهای پذیرش و عدم پذیرش برنامهی مهارتهای ارزیابی حیاتی (CASP) صورت گرفت. برای دستیابی به هدف مطالعه، مرور منظم و گسترده پیشینه پژوهشی انجام شد. بدین منظور پایگاههای اطلاعاتی گوگل اسکالر، اریک، ساینس دایرکت، مگایران، سیویلیکا، جهاد دانشگاهی، ایرانداک، علم نت و پایگاه اطلاعاتی نور جستجو شد. در این راستا با بررسی مطالعات علمی که در این عرصه در بین سالهای 1390 تا 1400 صورت گرفت، 325 سند شناسایی شد که از این تعداد در نهایت 37 سند به صورت هدفمند و به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و مورد واکاوی قرار گرفت. اسناد مربوط به مطالعات علمی، به شیوه مطالعه اسنادی، در قالب مفاهیم و مضامین به صورت قیاسی، در بافت پژوهشی توصیف شدند. نتایج: یافتههای پژوهش نشان داد ابعاد توانمندسازی شامل خوداثربخشی، خودسامانی، مؤثربودن، معنیدار بودن و اعتماد میباشد. همچنین موانع توانمندسازی شامل موانع ساختاری، موانع محیطی، موانع رفتاری و موانع مدیریتی میشود. نتیجه گیری: به نظر میرسد توانمندسازی اعضای هیأت علمی مستلزم تعهد مدیران عالی است و برنامههای مربوط به آن باید از رأس هرم سازمان آغاز گردد، زیرا مدیران توانمند، میتوانند افراد دیگر را توانمند کنند و از آنجاییکه مدرسی دانشگاه از شغلهای غنی شده هستند و جزء نخبگان علمی و برنامهریزان و سیاستگذاران به خصوص در حوزه علمی هستند، بنابراین هر یک از استادان نیز میتوانند خود در رأس هرم قرار گیرند.