طراحی الگوی شایستگیهای استدلال بالینی دانشجویان رشته پزشکی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی، گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شهر شیراز، ایران
2 دکتری برنامهریزی درسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 متخصص زنان و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی جهرم، جهرم، ایران
4 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، دانشکده علوم تربیتی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
5 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت و برنامه ریزی آموزشی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22118/edc.2021.304360.1881چکیده
رشته های پزشکی از حرفه های پیچیده و دشواری هستند که با استفاده از علوم و مهارت های خاص خود در جهت پیشبرد سلامتی از نظر جسمی، روانی و اجتماعی گام بر می دارند، استدلال بالینی به عنوان یکی از شایستگیهای اصلی یک پزشک است که دانشجویان پزشکی باید قبل از واجد شرایط بودن در پزشکی به آن دست یابند. از این رو، هدف اصلی از انجام پژوهش حاضر، طراحی الگوی شایستگی های استدلال بالینی دانشجویان رشته پزشکی با رویکرد فراترکیب بود. این پژوهش کیفی با استفاده از روش شش مرحلهای ساندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. تیم فراترکیب متشکل از یک پزشک و سه نفر متخصص برنامهریزی درسی مسلط به روش پژوهش فراترکیب بود. 18 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج 34 مضمون پایه بود. اعتبار دادهها با استفاده از تکنیکهای اعتبارپذیری و انتقالپذیری از طریق خودبازبینی پژوهشگرپژوهشگران و همسوهمسوسازی دادهها و اعتمادپذیری با هدایت دقیق جریان گردآوری اطلاعات و همسوهمسوسازی پژوهشگرپژوهشگران تأیید شد. براساس نتایج پژوهش، هشت مضمون اصلی تشخیص بیماری، به کارگیری دانش، توجه به علائم و نشانه های بیمار، اتخاذ تصمیمات صحیح، تبدیل اطلاعات بیمار به اطلاعات پزشکی(استدلال تشخیصی)، حل مسئله (تجزیه و تحلیل استدلال بالینی)، گرفتن شرح حال بیمار و معاینه فیزیکی و تفسیر آزمایشات تشخیصی، عوامل الگوی شایستگی های استدلال بالینی دانشجویان علوم پزشکی هستند، که در این زمینه پر اهمیتند. به طور کلی یافتههای پژوهش نشان داد که لازم است مهارتهای استدلال بالینی به عنوان فرایندهای فکری مورد استفاده پزشکان در تدوین سؤالات و تشخیصهای مناسب مورد توجه قرار گیرد، لذا برای ارائه مراقبتهای بهداشتی با کیفیت ضروری است.