ابن عربی: جایگاه و اهمیت او در ایران
نویسندگان
1 استاد فلسفه موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
doi
10.22034/iw.2026.584768.1890چکیده
این نوشتار به بررسی جایگاه منحصربهفرد محیالدین ابنعربی، ملقب به «شیخ اکبر»، در فضای فکری و عرفانی ایران، بهویژه ایران معاصر، میپردازد. ابنعربی تأثیرگذارترین عارف در جهان اسلام و بهویژه ایران بوده است، به طوری که آثار او مرزهای آرای متفکران بسیاری را درنوردیده و فیلسوفان، متکلمان و فقیهان بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است. به همین جهت، در حالی که گروهی شأن او را تا حدّ لقب "محیالدین" بالا بردهاند، گروهی دیگر وی را به تخطئه و حتّی کفر متهم کرده و «ممیتالدین» نامیدهاند.پذیرش گسترده ابنعربی در ایران را میتوان در مقایسه با هموطن و معاصر او «ابنرشد» بهتر دریافت؛ در حالی که تفکر عقلیمشرب ارسطویی ابنرشد در غربِ جهان اسلام (اندلس) ریشه دواند و از تمهیدات ظهور مدرنیته در غرب شد، در ایران این تفکر شهودی - عرفانی ابنعربی بود که با سنتهای شیعی و فلسفه صدرایی گره خورد. شارحان بزرگی همچون سید حیدر آملی و شاه نعمتالله ولی تلاش کردند موافقت آموزههای او (مانند وحدت وجود و انسان کامل) و تعالیم باطنی شیعی را نشان دهند و حتّی آن را شرح و بسط دهند.این مقاله همچنین به نقدها و چالشهای پیرامون ابنعربی میپردازد که در چهار دسته کلی تقسیم میشوند: ۱. انتقادهای دینی (مواردی نظیر وحدت وجود و ایمان فرعون هنگام مرگ)؛ ۲. انتقادهای کلامی و فقهی شیعه (کلامی مانند عدم اعتقاد به عصمت انبیا و شیعهستیزی و فقهی مثل جواز تکتّف در نماز)؛ ۳. انتقادهای ادبی و روشنفکری معاصر (مثل اتهام انتحال، زبان مبهم و خیالپردازی)؛ ۴. انتقادهای سیاسی (ارتباط آموزه ولایت او با نظریه ولایت فقیه در دوران معاصر). اکثر دستۀ سوم و چهارم این انتقادها جدید و مربوط به ایران معاصر است و همین دسته است که در این مقاله مورد بررسی و نقد قرار میگیرد.در نهایت، نویسنده مقاله تأکید میکند که فهم ابنعربی نیازمند آشنایی با منطق درونی و زبان نمادین عرفانی، و همسخنی با اوست. آرای ابنعربی و زبان بیانش را نمیتوان براساس تفکر مدرن سنجید و دربارهاش داوری کرد. نگاه وی به زبان کاملاً برخلاف فیلسوفان تحلیلی است. به هر تقدیر ابنعربی صرفاً یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه حضور او در ادبیات، هنر، فلسفه و حتی سیاست معاصر ایران همچنان زنده و چالشبرانگیز است.