تحلیلی بر کاربرد مفهوم پارادایم در جامعهشناسی
نویسندگان
doi
10.30465/ps.2023.43941.1643چکیده
موضوع مقاله حاضر بررسی و تحلیل چگونگی کاربرد مفهوم پارادایم در جامعهشناسی است. بنابراین مقاله هدف خود را نه در نقد نظریه پارادایمی کوهن بلکه در نقد چگونگی کاربرد مفهوم پارادایم در جامعهشناسی جستجو میکند. برای رسیدن به این هدف سعی شده است تا با استفاده از روش اسنادی و بهرهگیری از منابع و پژوهشهای معتبر، چند موضوع مورد بررسی قرار گیرد: اول؛ بیان طرحی کلی از نظریه انقلاب علمی تامس کوهن و جایگاه مفهوم پارادایم در این نظریه برای مقایسه آن با کاربردش در جامعهشناسی، دوم؛ بررسی مفهومی واژه پارادایم و شباهتها و تفاوتهای آن با سایر واژههای مصطلح در علوم اجتماعی، سوم؛ مشخصنمودن بعضی کاربردهای صورتگرفته از مفهوم پارادایم در جامعهشناسی و نقد آنها. مطابق یافتههای پژوهش میتوان گفت نه خود مفهوم پارادایم، بلکه دو ویژگی که کوهن برای آن قائل است، یعنی نسبیگرایی معرفتی و قیاسناپذیری پارادایمها با موضوع جامعهشناسی یعنی، تعیّن اجتماعی معرفت، دارای سنخیت هستند. به عبارتی از نظرگاه جامعهشناسی معرفت مفهوم پارادایم از حیث خصلتهای نسبیگرایی و قیاسناپذیری با جامعهشناسی دارای سنخیت است، اما از حیث ویژگی تحول پارادایمی، که مبتنی بر انقلاب علمی است، سنخیتی با جامعهشناسی ندارد و کاربرد آن نه تنها با مشکل روبرو است، بلکه به واسطه ایجاد ذهنیت پارادایم یافته به محدود شدن بینش انتقادی محققان جامعهشناسی منجر میگردد. بنابراین از دید پژوهش حاضر بهتر است در علومی مانند جامعهشناسی به جای مفهوم پارادایم از مفاهیم رایج این علوم استفاده نمود، مفاهیمی مانند «گفتمان».