من این حروف نوشتم چنان که غیر نخواند بررسی دلالت های علم الحروف در اندیشه ابن عربی و تیتوس بورکهارت

نویسندگان

1 استادیار مدعو دانشکده معارف دانشگاه تهران.

doi
10.22034/iw.2026.556081.1860
چکیده

دانش «علم الحروف» که در میان مسلمانان به «سیمیا» نیز شهرت دارد، دانشی است ناظر به تصرفات معنوی و مباحث مابعدالطبیعه، و با علوم زبانی نظیر علم‌اللغة نزد سیبویه و خلیل بن احمد تفاوتی بنیادین دارد. این دانش در مکتب ابن عربی، با تأثیر از اندیشه‌های اخوان‌الصفا و ابن‌مسره اندلسی، به ساختاری معرفتی و فلسفی دست یافت. ابن عربی با بهره‌گیری از تأویل‌های پیچیده و ذوق کشفی، تحولی ژرف در مبانی و روش‌های علم الحروف پدید آورد و از سطح طلسمات و جفر فراتر رفت. او حروف را موجوداتی زنده و صاحب معنا، مأموریت و تأثیر هستی‌شناسانه دانست که همچون امتی الاهی، شریعت و پیامبری خاص دارند. از دیدگاه وی، هر حرف واجد معنایی درونی و مرتبه‌ای تکوینی است که درک آن معادل با شهود حقیقت اسماء الهی است. این نگرش، علم الحروف را از حوزه‌ی علوم غریبه به مرتبه‌ای عرفانی و فلسفی ارتقا داد. پژوهش حاضر به بررسی روند این تحول در اندیشه‌ی ابن عربی و تأثیر آن بر میراث فکری و تمدنی مسلمانان می‌پردازد.