تعیین مطلوبیت رویشگاه بلندمازو (Quercus castaneifoliae C. A. Mey) برای برنامهریزی احیایی با استفاده از مدلسازی پراکنش گونهای
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، مازندران، ایران
2 استاد، گروه علوم جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، مازندران، ایران
3 استاد، گروه علوم جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، مازندران، ایران
4 دانشیار، گروه علوم جنگل، دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی، دانشگاه تربیت مدرس، مازندران، ایران
doi
10.30466/jfrd.2023.54577.1654چکیده
با وجود پتانسیل جنگلهای هیرکانی برای حفظ تودههای بلندمازو، فراوانی این گونه بهشدت کاهش یافتهاست و بیشتر تودههای جوان این گونه بهطور جدی در معرض تهدید قرار گرفتهاند. این پژوهش با استفاده از یک دیدگاه تلفیقی، پراکنش گونه بلندمازو جنگل هیرکانی را با هدف تعیین مناطق بهینه برای احیای جنگل با استفاده از پنج روش مختلف مدلسازی شامل مدل خطی تعمیمیافته (GLM)، مدل جمعی تعمیمیافته (GAM)، تحلیل طبقهبندی درختی (CTA)، مدل رگرسیون تقویتشده (GBM) و روشهای جنگل تصادفی (RF) ارائه میدهد. نقشههای بارندگی و دما براساس دادههای جمعآوریشده از شبکهای از ایستگاههای هواشناسی کشور و همچنین دادههای خاک از نقشههای پایگاه Soilgrid مشتق شد. سپس مهمترین متغیرهای مستقل تأثیرگذار در پراکنش بلندمازو شناسایی شد. نتایج نشان داد که وزن مخصوص ظاهری خاک، pH، تغییرات بارندگی فصلی و بارندگی در سردترین فصل سال در تعیین و توسعه رویشگاه این گونه از بیشترین اهمیت نسبی برخوردار بوده و منطقه هیرکانی دارای پتانسیل مطلوب 1/14 درصد برای این گونه است. نقشه مطلوبیت رویشگاه تولیدشده، بهعنوان مبنایی برای طرحهای احیایی جنگلها بهویژه در مناطقی که بیشتر تحت تأثیر تخریب هستند، پیشنهاد میشود. این نقشه بیانگر مطلوبیت بالای رویشگاه این گونه در قسمت جنوب غربی هیرکانی است.